دیگه دارم دیوانه میشم
خیلی بدغذا
اگه نخواد بخوره دهنش و سفت میبنده یا هم که تف میکنه یا گریه شدید
یه سره وصله به من و سیر میخوره روزی صددفعه
بابا منم یه توانی دارم یه جونی دارم دیگه
خودشم مریض طوره خب شیر که کامل بینیازش نمیکنه
بدنش و تامین نمیکنه دیگه خسته شدم
دکتر رفتم و هرچی میگم اشتها اور بنویس میگه نمیخواد
دارم دیوانه میشم از اینکه یه سره تو خواب پامیشه و گرسنشه و شیر میخوا و یه سره بهانه گیره و بغلمه وبدغذا