یه داستان زندگی داشتم میخوندم تو اینستا یهو گوشیم خاموش شد پرید هرچی میگردم پیدا نمیکنم پیجش و تروخدا اگ دارینش بم بدینش اسمشون سعیده و علی بود دختره مامانش خیلی تو دوران عقد اذیتش میکرده خونشونم اصفهان بوده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.