من شوهرم خیلی خنثی و بی تفاوته
وقتی یه اتفاقی میافته یک جمله میگه و آدم رو تا فیخالدون میسوزونه بعدش میره یه گوشه ساکت میشینه
اونوقت من جلیز ولیز میزنم خیلی ناراحت میشم
بعد کاملا بی تفاوت میشینه
منم دیگه زورم نمیرسه فحش میدم
بهش میگم اگر ما برات مهم نیستیم خوب برو
یع جوابایی میده آدم کباب میشه یعنی قلبم میسوزه
منم فقط جیغ میزنم فحش میدم
بعدش حسابی احساس عجز میکنم . . .
نصیحت نکنید چون خودم استاد روانشناسی هستم نمیخوام کسی بهم آموزش بده یا اینکه بهم بگه مریض میشی و این حرفها چدن همه رو خودم میدونم
فقط میخوام کسی همدرد منه باهام همراهی کنه و اونم از مشکلاتش بگه کمی آروم بشم
چون الان مغزم میخواد منفجر بشه