2777
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

لایک کن لطفا کامل گذاشتی 

{•• فرخ لقا فرزند علی اکبر••} {•• اسماعیل فرزند محمدیار••} امواتم هستن اگه چشمتون به امضام خورد و دوس داشتین براشون فاتحه بخونید 🌹🍃 الهی خیر ببینین ❤️💛 هرکی خواست بجاش صلوات بفرستم بگه 🙏🏼

آره بزار من حوصلم سر رفته

کاش به جای گشت ارشاد گشت شادی داشتیم، هرکی شاد نبود میبردن ازش میپرسیدن؛ مشکلت چیه شاد نیستی؟ بگو ما برات حلش کنیم. ....... خیلی عجیب است در کشور مسلمان دنبال روزه خوار میگردن تا مجازاتش کنن، اما در طول سال سراغی از گرسنگان نمیگیرن تا آنها را لقه نانی دهند..  .  .  .  ............. نه مستی نشان کفر است، نه جانماز نشان دینداری. نه پاکان را باکی از مستی، نه مستان را امکان دورویی. نه مویی نمایان نشان از هرزگی، نه چهار قد نشانه پاکی. هرکس هرآنست که ببوید نه آنکه ظاهرش گوید. نه مدافع بدی باش نه در فکر تدفین حقیقت. قضاوت کار ما نیست

از وقتى که يادمه مامان و بابا با هم دعوا داشتن


بابا مرد ينى هستو مامان بد حجاب! 


از اولم عقايدشون با هم جور نبوده 


ولى اصرار پدرو مادراشون براى ازدواج فاميلى منجر به اين ازدواج شد


بابام پسر عموى پدر مامانم بوده


ولى از اولم مامان دوستش نداشته


وقتى هشت سالم بود اختلافشون به اوج خچدش ميرسه و طلاق ميگيرن ، ولى باز با پا در ميونى بزرگترها


به خاطر من که سايه ى هر دوشون بالاى سرم باشه... 


يک سال بعد باز با هم ازدواج ميکنن


ازدواجى که ثمره اش ميشه خواهرم ثنا! 


ولى اينبار فقط دو سال تونستن همديگه رو تحمل کنن


از هم جدا شدنو هر کس سوى خودش رفت


کاش هيچ وقت با هم ازدواج نميکردن


کاش ازدواج دوباره اى صورت نميگرفت


کاش ثنايى نبود که مامانم به بهانه ى تنهايى يکى از مارو بخواد


کاش اون موقع اونقدرى مامانمو دوست نداشتم که از اينکه من سهم مامانم شدم خوشحال بشم


کاش بابا هيچ وقت منو دست مامان نمى سپرد


اين اى کاش ها روزهاى منو پر ميکنه تا شب از راه برسه


الان شدم يه دختر شونزده ساله با مادرى که تازه سى و سه سالشه


مادرى که زيباست و هميشه ، همه جا گفتن بهت نمياد تينا دخترت باشه! 



نزار

من شکست‌💫 نخورده ام..                                    فقط وهزار روش پیدا کرده 👐🤍.                            که درست عمل نمی کنند 🗝️.                                                                                                               با اب دهن سگ دریا نجس نمیشه (زور نزن) همون تلاشی که برا تخریب من میکنی برا پیشرفتت کن. 

مادرى که بعد از جدايى مجدد از بابام رفت دنبال دلش! 


مادرى که دلشو به من... به بچه اش... به دخترش ترجيح داد


حالا با اين درد چکار چپ کنم ؟! 


با درد نگاهى که از طرف کسى که مامان عاشقشه به منه!  


روزى که مامانو بابا از هم جدا شدنو خوب يادمه!

روزى که بابا ثنا رو برد پيش خودش!

مامان نميخواست باز برگرده و با خانواده اش زندگى کنه

براى همين يه خونه ى جدا اجاره کرد

پدر بزرگ و مادر بزرگم پيرنو کمتر ميرسن بهمون سر بزنن


براى همين ميشه گفت اصلا رفتو آمد نداريم

يه ماهى ميشه که اومديم خونه ى جديد

يه زير زمينه که يه اتاق خواب داره و يه آشپزخونه و يه سالن مربع شکل

صاحب خونه هم طبقه ى بالا زندگى ميکنه

سه تا پسر دارن

بزرگه پيش دانشگاهيه و دوميه دوم دبيرستانه

سوميه هم که ابتداييه

از نگاهاى پسر دومى به خودم خوشم نمياد

از اون بچه پررو هاس

هر وقت مامان خونه نباشه درو قفل ميکنمو با ترس نگاهمو به در ميدوزم

همش ميترسم ، نکنه يه کليد زاپاس داشته باشنو پسره بياد سر وقتم. ..



مدتيه صاحب خونه خيلى تو حياط ميپلکه


تا مامانو ميبينه گل از گلش ميشکفه


مردک ه ىز! 


ميگن پسر کو ندارد نشان از پدر! 


يه مرد پنجاه ساله ى کچل و فوق العاده چرک و هپله


من موندم زنش چجورى اينو تحمل ميکنه ، اون وقت اون به زن خودشم قانع نيست



ميمون هرچى زشت تر بازيش بيشتر! 



شش ماهى ميشه که اينجاييم


زن صاحب خونه يه بوهايى برده


امروز که از بيرون با مامان خونه ميومديم ، اومد جلومونو گرفتو گفت پامونو از زندگيش بکشيم بيرون! 



مامان خيلى بهش برخورد. ، چون اصلا نگاهم به اون مردک نميکرد


براى همين با حرص به زنه گفت: 



- من اگه از اين شوهرا ميخواستم که با شوهر خودم ميموندم که هم جوونتر و هم قشنگتر از اون کچل خان شماس


آخه اون کوه چربى که بوى گربه مرده ميده ، ترسيدن داره ؟! 


نه خانوم سفت بچسبش! 


مال بد بيخ ريش صاحابش! 




زن صاحب خونه که توقع اي جوابو نداشت ، دستاشو به کمرش گرفتو گفت: 


- واه واه، گربه دستش به گوشت نميرسه ، ميگه پيف پيف ، بو ميده! 


- گوشت ؟


ما بجز دمبه و چربى چيز ديگه اى از اون کچل نديديم! 




ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792