یه بارم تو خونه تنها بودم درس میخوندم یه لحظه چشمم خورد به دمپای دادششم پیش خودم گفتم فک کن خود به خود بپر بالا یهو یه ثانیه نشده بود دمپایی پرت شد بالا
یعن از ترس قبض روح شدم پریدم تو کوچه تا مامانم اوم
کاربر قدیمی 😁ده بار خودمو تعلیق کردم ولی دوباره اومدم 🤪دل کندن از نی نی سایت سخته🤧🤧😪
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
ی چیز دیگم بگم مامانم تعریف میکنه قبلنا بچه بوده میرفته پیش مامان بزرگش میمونده توی روستا اونجا چشمه بوده کنار خونش (خونشو رفتم دیدم الان خراب شده ولی هنوز چمشه و اینا هستش خیلی خوشگله) بعد میگفت شبا مامان بزرگش میرفته سر چشمه یشب مامانم باهاش میره میبینه ی موجوداتی شبیه انسان با موهای خیلی بلند و یکم متفاوت توی اب بازی میکردن و سروصدا میدادن بعد مامانم میپرسه مامان بزرگش میگ ک اینا ادم ابی هستن اسمی ک مامان بزرگش گذاشته روش