واسه دختر خاله 15سالم خاستگار اومده شوهر خالم تا دلت بخواد بی غیرته و قبول کرد😑حالا منو مامانم بهش حرف زدیم آخه دخترش اصلا دوست نداره خالمم کلی گریه کرد آخه بخاطر اینکه خرجشونو نده اینکارو میکنه هی داشت میگفت میره خوشبخت میشه فلان منم وقتی دیم دختر خالمو خالم چجوری دارن گریه میکنن بلند شدم هرچی از دهنم درومد ب شوهر خالم گفتم و از خونه بیرونش کردم بعد بمن میگه تو خودت ترشیده ایی ۱۷,سالته مجردی 😐ب این ادم باید چی گفت؟؟