ماجرا اینجوری شروع میشه که ی پسر و ی دختر مجازی باهم آشنا میشن یمدتی از رابطشون میگذره دوتاشون تو ی شهرم بودن
چند بار همو دیدن دختره(راحله)فکر میکرد واقعاً پسره(علی)دوسش داره و قسطش ازدواجه
یروز باهم دیگه میرن بیرون تقریبا یه ۶ماهی از رابطشون میگذره
علی راحله رو میره ی جای خلوت تو ماشین بهش ت ج ا و ز میکنه علی گولش میزنع ک اینطوری میتونیم باهم دیگه ازدواج کنیم ولی اون قبول نکرد و علیم بزور کارشون انجام داد