خسته شدم دیگ از زندگی با هیچکس نمیشه درد دل کرد شوهرم خستم کرده دیگه سر یه چیز کوچیک باهامدعوا میگیره قرار بود لباسشو واسش بدوزم پاره شده بود چون دیشب گفت و من یادم رفت امروز هرچی تو دهنش بود بهم گفت بهم هی گفت برو خونه پدر مادرت بچه ها خسته شدم دوسدارم بمیرم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلی ناراحتم بخدا به سرم زده بود یه مشت قرص بخورم راحت شم😔
چه کاراااا ..منم تو عصبانیت از این فکرا میکنم یه لحظه ..دیشب هم با شوهرم بحث کردیم منم باردارم امروز زنگ زدم مدرشوهرم گفتم منو اذیت میکنه گفت حالشو میگیرم ..تو هم اگه مادرشوهر پدرشوهرت خوبن بهشون بگو باهاش حرف بزنن اگه نیستن هم اگه پدر مادرت میتونن محترمانه باهاش صحبت کنن بگو بهش زنگ بزنن بگن دختر من مریضه اگه به هر دلیل نمیخوایش میگی برو خونه بابات بفرس بیاد ما دخترمون رو چشمامون میزاریم ..یا میترسه دهنشو میبنده یا هم هیچوقت ادم نمیشه
اسی من تواین ۷ زندگی که کردم پیر شدم بااین مرد وخانواده چوله گوش ...ولی به این نتیجه رسیدم که واقعا ...
سعی میکنم این حرفتو آویزون گوشم کنم😂😂البته هر وقت مسئله ای پیش میاد شوهر من شروع میکنه روضه خوندن که من بدبخت شدم با تو اذدواج کردم و تو منو ادم حساب نمیکنی و از این حرفا منم کنترل از دست میدم و گریه میکنم