2821
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اون اشغالی که میخواد طلاقش بده بذار بده

خدا کاری رو بی جواب نمیذاره.بنده ای رو هم بی پناه نمیذاره

من ۵ سال بیماری روحی شدید داشتم.افسردگی بسیار شدید.جوری حالم بد بود که همه قطع امید کرده بودن و بجای آرزوی درمانم آرزوی مرگم رو می کردن.یه روز از این روزا تصمیم گرفتم که حالم خوب بشه و از تمسخر و تحقیر دیگران خودمو نجات بدم.حال من از اون چیزی که میشه تصور کرد خیلی بدتر بود.من بلند شدم با تکیه بر خودم و خدای خودم و زدم تو دهن تمام اون هایی که از شکست و نابودی من خوشحال بودن.من دوباره افتخار پدر و مادرم شدم.دوباره مایه ی فخر فروشی مادرشوهرم شدم.دوباره عزیز همسرم شدم.اینو یاد گرفتم که حال کسی عوض نمیشه مگر اینکه خودش بخواد.
اون ۵۰ سالشه و خیلی پولدار شده اول زندگیشون هیچی نداشتن الانم زن دومش جوون ۳۵ سالشه 

زنه عجب ادم بیخودیه اومده رو زندگی یکی دیگه مرده که تکلیفش معلومه در عجبم از زنه اگه پا نمیداد مرده همچین غلطی نمیکرد 

اون ۵۰ سالشه و خیلی پولدار شده اول زندگیشون هیچی نداشتن الانم زن دومش جوون ۳۵ سالشه 

زنای اول همیشه بدبختن میان مثل چی کمک میکنن یاری میکنن شوهررو شوهره پولدار میشه زن اوله رو طلاق میدن یا میمیره راه برا دومی هموار میشه‌

بدبخت زنا 

اون ۵۰ سالشه و خیلی پولدار شده اول زندگیشون هیچی نداشتن الانم زن دومش جوون ۳۵ سالشه

چقد شبیه زندگی مادرشوهرم ....

الان بعد ۱۵ سال پدرشوهرم زن صیغه ای رو ول کرد

به غلط کردن افتاد

مادرشوهرمم بچه های کوچیکش موند بزرگ کرد

بخاطر اونا طلاق نگرفت

الان پدرشوهرم فقط خودشو خراب کرد

مادرشوهرم زن زیبا و خوش اخلاقیه

من ۵ سال بیماری روحی شدید داشتم.افسردگی بسیار شدید.جوری حالم بد بود که همه قطع امید کرده بودن و بجای آرزوی درمانم آرزوی مرگم رو می کردن.یه روز از این روزا تصمیم گرفتم که حالم خوب بشه و از تمسخر و تحقیر دیگران خودمو نجات بدم.حال من از اون چیزی که میشه تصور کرد خیلی بدتر بود.من بلند شدم با تکیه بر خودم و خدای خودم و زدم تو دهن تمام اون هایی که از شکست و نابودی من خوشحال بودن.من دوباره افتخار پدر و مادرم شدم.دوباره مایه ی فخر فروشی مادرشوهرم شدم.دوباره عزیز همسرم شدم.اینو یاد گرفتم که حال کسی عوض نمیشه مگر اینکه خودش بخواد.
2790
2823
2791
2779
2792