منم ی بار ازین نور رنگیا هس ک موقع جشنا میزنن تو اسمون یکی دیدم رنگش ابی بود ولی فهمیدم مال انسان ها نبود اخع خیلی دور و دست نیافتنی ب نظر میومد ولی بزرگ بود ب سرعت نورم نبود ولی اهستع ی جوری رف ک من گوشع پنجره ک پرده کنار رفتع بود کامل دیدم
ولی ی چیز عجیب تر حال من بود ک تو اون لحظع انقد ضرباتم رف بالا ک انگار قلبم ی لحظه وایساد و توان انجام کاری رو نداشتم انگار زملت ایستاده بود واسه من خیلی ترستاک بود بهدا فک کردم دنیا داره تموم میشه اخه واقعن عجیب بود توروخدا مسخرم نکنین حالمم خیلی عجیب بود و من اون لحظه فقط ب این فک کردم ک کم کم اخرالزمانه و اینا نشونه ی ظهوره ..