2777
2789
عنوان

امروز

31 بازدید | 1 پست

امروز تولد بابام بود من مامانم هم از قبل تدارک 

کرده بودیم که شام بزاره منم کیک بپزم جشن بگیریم

لصری زنگ زدم شوهرم گف نمیریم خیلی ناراحت شدم از درون شکستم ما همیشهه هفته ای دوبار حداقال خونه مامانش میریم واس شام

واسشون جشن میگیریم 

خیلی ناراحت شدم امسال میخواستم واس بابام تولد بگیرم نزاشت برم

دیگه نمیدونم امشب واس اینکه اصرار نکنم بریم دیر اومد خونه گف واس اون نبود ولی فک نکنم

میگه تو باید به حرفم گوش کنی

میخوام فردا  وسایلامو جمع کنم برم خونه مامانم 

نظر شما چیه

به کاکتوس که زیاد آب بدی، خراب می‌شه؛ حکایت محبت کردن به یه‌سری از آدمای زندگیمونه :)                                این که عوض شدی ترس منه شدی بازی دست همه ..میزاری میری بی من .توکه میدونی سخته غمت .از تو دیگه چی سهم منه؟

کسی نیس یه نظری بده تا من بهتر تصمیم بگیرم

به کاکتوس که زیاد آب بدی، خراب می‌شه؛ حکایت محبت کردن به یه‌سری از آدمای زندگیمونه :)                                این که عوض شدی ترس منه شدی بازی دست همه ..میزاری میری بی من .توکه میدونی سخته غمت .از تو دیگه چی سهم منه؟
2827
2791
2779
2792