امروز تولد بابام بود من مامانم هم از قبل تدارک
کرده بودیم که شام بزاره منم کیک بپزم جشن بگیریم
لصری زنگ زدم شوهرم گف نمیریم خیلی ناراحت شدم از درون شکستم ما همیشهه هفته ای دوبار حداقال خونه مامانش میریم واس شام
واسشون جشن میگیریم
خیلی ناراحت شدم امسال میخواستم واس بابام تولد بگیرم نزاشت برم
دیگه نمیدونم امشب واس اینکه اصرار نکنم بریم دیر اومد خونه گف واس اون نبود ولی فک نکنم
میگه تو باید به حرفم گوش کنی
میخوام فردا وسایلامو جمع کنم برم خونه مامانم
نظر شما چیه