سلام خانوما قصدم بد گفتن ازجاریم نیست فقط یکم عصبیم میخوام غر بزنم🤣من برای جمعه وقت کراتین گرفتم جاریم تا فهمید گفت برای منم وقت بگیر بااینکه حدود ۲ماهه پدرش فوت کرده البته شاید من زیادی رو این چیزا حساسم که تا سال باید صبر کرد اشتباه ازمن بود که گفتم میخوام برم ولی اصلا انتظار نداشتم بیاد بخاطر پدرش الان عصبیم چون راهم از آرایشگاهی که میرم خیلی دوره ساعت ۱۰ هم بایداونجا باشم اونم شله و بااینکه بغل خونشه آرایشگاه میگه زوده من دیر تر میرم شوهرمم میگه تواون هروقت یه جامیرین بعدش دعواست و اصلا دلش نیست که اونم بیاد الان موندم چیکارکنم پشیمونم وقتمم نمیتونم کنسل کنم چون بخاطر ما داره میاد آرایشگره وگرنه جمعه ها تعطیله
چه اشکال داره بذار بیاد.الکی فکرتو درگیر نکن عزیزم.فک کن یه غریبه است. نوبت گرفته
درسته ولی حس بدو شوهرم بهم القا میکنه که اون هرجا میره بعدش جنگ به پا میشه خودت باید تنها میرفتی ازطرفیم اون میگه من زود نمیرم منم تاساعت ۱۰ نمیرسم میگم توزودتر برو شروع کن تا من بیام اون فقط یه کوچه راه داره من یه شهر باید بگذرم تابرسم