2777
2789
عنوان

نامزد شکاک

| مشاهده متن کامل بحث + 1737 بازدید | 104 پست
خیلی زبون باز خیییلی اما فقط کارش تهمت و فحش و کتک بعد میگه از رو علاقه میگم تو عاشق نیستی میگه چییی ...

دیده تا الان با همین حرفا کارشو پیش برده نگهت داشته دیگه فک می‌کنه می‌تونه ازش علیهت استفاده کنه غرورمو شکستی و منو کشتی همش حرفه و باد هواس میخواد احساسی روت تاثیر بزاره

بگو با اینکارا اسم عشق کثیف و نجس نکن کاش فقط کاراش همین بود؟؟؟؟؟؟؟؟!!! اینا کم چیزی نیستاااا، بخدا ...

عشقو ب گندددد کشیده لعنت بهش من نمیبخشمش تا لحظه ای ک جون در بدن دارن قد ی دنیا بهش خوبی کردم هیچوقت نزاشتم سختی بکشه سنگم بود میفهمید این ک ادمه احساس داره البته شاید حیوانه بلانسبت شما

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کافیه بگم نمیخام ب هم میزنن مادرم داره داغون شدنمو میبینه یبار ب همش زد باز خانوادگی ک جمع شدین حل ش ... : /discussion/topic/7796440/%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af-%d8%b4%da%a9%d8%a7%da%a9?postId=219118348 : /discussion/topic/7796440/%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af-%d8%b4%da%a9%d8%a7%da%a9?postId=219118348



خوب دیگه پس نترس.خودت به کاراش فکر کن ببین اصلا میتونی ادامه ی  راه رو  بر ی.زندگی خیلی پستی بلتدی داره وقتی اولش با چنین مسااعلی شروع شده  تا تهش معلومه.

و خدایی که در تمام دل آشوبی هایمان در میان تمام هست ها ونیستهایمان، در میان تمام فراز ها وفرودهایمان دستمان را گرم می فشرد وما حس میکنیم چه عمقی دارد حضور مهربانش وما چه مخلوق با ارزشی هستیم که سرمای دلمان در تنگا تنگ نا امیدی ها وتاریکی ها، در نبودها ونشدن ها، در غارت حس عمیق امنیت، به کور سویی از امید چنگ می زند و چون کودکی بی تاب از اغوش مادر، بی درنگ آرام میگیرد ومن هر روز با خویش تکرار میکنم: من خدایی دارم فراسوی تصوراتم که مرا به آغوش مهربانش عاشقانه میفشرد وچه زیباست حس مبهم دوست داشته شدن در میان تمام دلشکستن ها.
این چ شوهریه اخه بخدا جرعت ندارم بگم برو کار کن کتک میزنه همش چکم میکنه گوشی قبلیمو سر هیچی شکوند ان ...

شوهرت یک بیمار روان هست جداشو 

به عنوان یک روانشناس بهت میگم 

همینکه جدابشی ازش انتقامتوگرفتی 

یک درصدبمونی باهاش بایدداروی روانپزشکی بخوره 

بدترازبدبینی ودست بزنش اهل کارنبودنشه میتونی یک عمرگرسنه و.....بمونی بسم الله

علی عرفان اسم خودم نیست ومن خانمم🥶

عشقو ب گندددد کشیده لعنت بهش من نمیبخشمش تا لحظه ای ک جون در بدن دارن قد ی دنیا بهش خوبی کردم هیچوقت ...

فقط تمومش کن یعنی آسمون هم اومد زمین التماست کرد گریه کرد خودشو کشت ، اینا همش نقش بازی می‌کنه اصلااا از تصمیمت بر نگرد و تمومش کن هرر کاری که کرد اگر حتی یه لحظه دیدی دچار شک شدی کارای بدشو حرفایی که بهت زد بیار جلوی چشمت والا حیوون هم احساس داره یه تیکه نون بهش بدی اهلی میشه، میدونم ناراحتی مشکل از خوب بودنت نبودا لیاقتتو نداشت و آدم اشتباهی بود همین خوبی کردی ظرفیت نداشت خودشو گم‌ کرد هنوزم جوونی بخدا بزار بیایی بیرون از این رابطه نفس بکشی یکم وقت داری میتونی خوب زندگی کنی اونقدر خوب که باورت نشه تمومش کن و بعدش به خودت زمان بده فقط خودت درگیر رابطه جدیدی هم نکن برای یه مدت به نسبت طولانی بزار یکم آرامش بگیری 

خوب دیگه پس نترس.خودت به کاراش فکر کن ببین اصلا میتونی ادامه ی  راه رو  بر ی.زندگی خیلی پس ...

این ادم اصلا نمیدونه مسئولیت چیه واسه منی ک نامزدشم ی هزاری خرج نکرده تاحالا پول نداره ک خرج کنه کااار نمیکنه ک پول داشته باشه

عزیزم با این اوصاف بهترین تصمیم رو بگیر

بعدم ۲۰ ساله خیلی جوونی تازه اول راهی برو بدرست برس ایندت رو خودت بساز

و خدایی که در تمام دل آشوبی هایمان در میان تمام هست ها ونیستهایمان، در میان تمام فراز ها وفرودهایمان دستمان را گرم می فشرد وما حس میکنیم چه عمقی دارد حضور مهربانش وما چه مخلوق با ارزشی هستیم که سرمای دلمان در تنگا تنگ نا امیدی ها وتاریکی ها، در نبودها ونشدن ها، در غارت حس عمیق امنیت، به کور سویی از امید چنگ می زند و چون کودکی بی تاب از اغوش مادر، بی درنگ آرام میگیرد ومن هر روز با خویش تکرار میکنم: من خدایی دارم فراسوی تصوراتم که مرا به آغوش مهربانش عاشقانه میفشرد وچه زیباست حس مبهم دوست داشته شدن در میان تمام دلشکستن ها.
فقط تمومش کن یعنی آسمون هم اومد زمین التماست کرد گریه کرد خودشو کشت ، اینا همش نقش بازی می‌کنه اصلاا ...

درسته مرسی ک حرفاتون ارامش داره واقعا اینا حقیقته بخدا خیلی اذیتم مردم فکر میکنن من خوشبختم اما باید خودم خودمو نجات بدم اصن حس میکنم همه مردا همینن انگار بدبین شدمو میترسم از ازدواج

شوهرت یک بیمار روان هست جداشو  به عنوان یک روانشناس بهت میگم  همینکه جدابشی ازش انتقامتو ...

دقیقا، 

شوهرت روانیه

دو تا خاصیت هست که اگر دیدی باید پا بذاری به فرار و پشت سرت هم نگاه نکنی

یکی شکاکی، یکی عصبانیت، 

فرار کن، فقط فرار

عزیزم با این اوصاف بهترین تصمیم رو بگیر بعدم ۲۰ ساله خیلی جوونی تازه اول راهی برو بدرست برس ایندت ر ...

اره من متولد ۸۰ بخدا چیزی ام کم ندارم از لحاظ ظاهر اینو بقیه میگن .. همه میگن حیفی افتادی زیر دست این بشی زنش ب خودش مینازه کاش لایق بود البته اونم قیافش خوبه اما خشگلی مگه میشه نون و اب 

ولی مطمئن باش اگر دوست داشت اگر براش مهم بودی اگر عاشقت بود اینکارا حتی به ذهنش هم خطور نمی‌کرد چه برسه بخواد انجام بده ، زیاد از حد بهش فرصت دادی و تو این مدت وقت عوض شدن داشت نمی‌خواست و براش مهم نبود که تغییر نکرد پس بقیه چیزایی که بهت بگه بهونس همین توبه گرگ مرگه عزیزم ناراحت نباش دوست داشتن واقعی نبودا ، بهتر تو لیاقتت خیلییی بیشتر از ایناس 

ولی مطمئن باش اگر دوست داشت اگر براش مهم بودی اگر عاشقت بود اینکارا حتی به ذهنش هم خطور نمی‌کرد چه ب ...

واقعا خیییلی بهش فرصت دادم اما بجای بهتر بدتر شدد ما ی زوجی بودیم وقتی باهم تو خیابون را میرفتیم همه نگا میکردن خداشاهده اما افسوس ک همه چیو خراب کرد از مردی ک مثل زن بخابه تو خونه بیزارم

جفتششش ب صورت وحشتناککک میگه عشق تو منو اینطور کرده هه

وای مبادا گول بخوری

ازش دوری کن

بخدا آینده تو سیاه می کنه 

بهش بگو برو شکاکی و عصبانیت رو درمان کن و بیا،


تا درمان نکردی اسم منو نیار،


که مطمئن باش نه درمان میشه نه میره دنبالش،  خودتو بیچاره نکن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792