2789
عنوان

زندگی مشترک

259 بازدید | 22 پست

سلام خانوما ببخشید وقت تون رو میگیرم ولی دیگه از زندگی با شوهرم خسته شدم چند شبه با گریه می خوابم و اصلا باهم حرف میزنیم و همش تو ذهنم میگم این سری که دعوامون شد میخوام بهش بگم ازت بدم میاد دیگه زندگی ما برا من تموم شده س و فقط به خاطر دختر ۷ ماهه و پدر و مادر خودم که این همه زحمت کشیدن واسه زندگیمون دارم تحمل میکنم 

ببخش استارتر 

دوستان نیومددید تاپیک آخرم 

لطفا بیاید تاپیک آخرم 

حالم داغون تر از داغونه 😭😭😭

به کمک خواهر نیاز دارم که ندارم شما خواهری کنید برام لطفا بیاید جواب بدید تاپیک اخرم

دعام کنید تصمیمی که برا ازدواجم میگیرم بهترین باشه برام❤🙂از تهه دلتون مثل یه خواهر برام دعا کنید...هیچ کسو جز خدا ندارم که کمکم کنه از همون خدا برام بخواید🥲لطفا اگه مشاور خوب تلفنی ازدواج سراغ دارید بهم معرفی کنید و اگه تجربه ای درمورد استخاره با قرآن برای خواستگار دارید لطفا بهم اطلاع بدین🥰🙏 ❌هر تاپیکی که میزنم لزوما ربطی به شرایط خودم نداره❌ ولی من الان درگیر دو انتخابم بیشتر از همیشه به دعای شما نیاز دارم و بیشتر از همیشه به دست خدا، و من شهدای عزیز احمد پلارک و ابراهیم هادی رو واسطه می کنم که کمکم کنن تا بهترین راه رو انتخاب کنم، شما هم از تهه دلتون برا خوشبختیم دعا کنید و صلوات بفرستید اگه قراره یه مدتی هرچند کوتاه به یادم باشید و دعام کنید خوشحال میشم ریپلای بزنید و بهم بگید. 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

اخه مشکل دارین چرا بچه دار میشین اون طفلیا چه گناهی کردن😕

مهرادم شیر پسرم روزی مرد میشوی جان مادر یادت بماند برای مرد شدنت ثمره جوانی ام را داده ام از تو انتظاری ندارم جز اینکه همیشه همینطور مرد باشی مردی واقعی👦🏻❤️  مهرانام دختر قشنگم دلبرک زیبا روی مادر فقط خدا میدونه که چقد برای داشتن تو سختی کشیدم تو برای من همون معجزه خدایی تو سنگ صبور لحظه هامی یکی یدونم👧🏻🩷

چه امشب همه از شوهراشون زده شدن🥴 كم كم منم دارم زده ميشم بس كه تاپيك طلاق ديدم امشب

ن تحت تاثیر قرار نگیر شما فعلا😑😐

مهرادم شیر پسرم روزی مرد میشوی جان مادر یادت بماند برای مرد شدنت ثمره جوانی ام را داده ام از تو انتظاری ندارم جز اینکه همیشه همینطور مرد باشی مردی واقعی👦🏻❤️  مهرانام دختر قشنگم دلبرک زیبا روی مادر فقط خدا میدونه که چقد برای داشتن تو سختی کشیدم تو برای من همون معجزه خدایی تو سنگ صبور لحظه هامی یکی یدونم👧🏻🩷

حستو بگو بهش ولی تصمیمتو نه 

ینی بهش بگو جدیدا ازش بدت اومده 

ولی نگو میخام تموم کنم و رابطمون تموم شده چون شش هفتاد درصد قرار نیس تموم کنی و با این حرف فقط خودتو خراب کردی ...

فقط تو نی نی سایته که دیده میشه یه کاربر ۱۳ ساله که تو امتحان عربی فرداش مونده ، میاد تو تاپیکای خانمهای سی چهل ساله در نقش مشاوره خانواده ظاهر میشه !!!
مشکلتون چیه

هیچکدوم از نیاز های منو برطرف نمی کنه نه بهم پول میده نه بهم محبت میکنه نه بیرونم میبره نه میزاره تنها بیرون بدم ۲ ساله عروسی کردیم ماه عسل نرفتیم تو رابطه جنسی که هم من اصلا ارضا نمیشم چون نه پیشنوازی داریم کلش هم ۵ دقیقه نمیشه بعدم...ما تو یه ساختمان با مادرشوهرم زندگی میکنیم  چپ می ره راست میاد میگه مامانم هربار بهش گفتم بچه رو نگه دار میگه میبرمش بالا مامانم ببینش خوشحال بشه یه روز نرم بالا میگه چرا نرفتی مگه مامان من چیکارت داره خوشحال میشه ببینتت چرا شمشیر رو از رو بستی بعدم به دوستانش گفته زن یه رهگذره مادره  که همیشه برا آدم می مونه .... اونوقت خودش به خانواده من اصلا انگار نه انگار سر نمی زنه به قول خودش شمشیرش رو از رو بسته من خودم دوست داشته باشم کاری کنم یا جایی بدم میگه اره تو به خاطر مامانت میری اونجا ولی با مامان من جایی نمیری میگم چه ربطی داره من اگر دلم بخواد جایی برم باید چی کار کنم همش منو کنترل میکنه گوشی مو چک میکنه مامانم رفتن کربلا گفتم بزار نامه بنویسم بدم مامانم بندازه حرم که یه نظری بیفته تو زندگی یواشکی رفته گشته پیدا کرده خونده میگه چرا برا مامان من دعا نکردی  

هیچکدوم از نیاز های منو برطرف نمی کنه نه بهم پول میده نه بهم محبت میکنه نه بیرونم میبره نه میزاره تن ...

حقیقتش قبل از زایمانم خیلی از مادرشوهرم بدم نمیومد چون اون به من بدی نکرده ولی بعد از زایمانم مامانم اومده بود خونمون پیشم بمونه رفته بود یواشکی گوشی مامانم رو چک کرده بود بعد بهم گفت من رفتم گوشی مامانت رو برداشتم پیام هاتونو خوندم انقدر ناراحت شدم که دنیا رو سرم خراب شد الکی گفتم من میخوام برم حمام رفتم تو حمام مامانم یه خورده گریه کردم وقتی اومدم مامانم فهمید ولی فکر کرد به خاطر اینکه شوهرم راضی نیست مرد های فامیل میخوان بیان دیدنم اشک منو درآورده بعد دعوا شد شوهرم داد زد سر مامانم که برو از خونه ما بیرون خیلی شب بدی بود مامان من کلی زحمت کشیده بود هرچی که برا سیسمونی خواستم برام خرید ولی شوهرم حتی یه جوراب برا بچه م نخرید درحالی که من دوست داشتم خودمونم خرید کنیم ولی اصلا به رو خودش نیاورد هرچی بهش گفتم ماهم بخریم گفت نه وظیفه خانواده تو هستش بعد حالا دختر دایی خودش بارداره مادرشوهرم میگه نه داداش من سیسمونی نمیخره حتی اون یکی پسرداییش هم میگفت کارتم رو میدادم گفتم چیزای خاصی که دوست داری خودت بخری رو با کارت خودم بخر ولی این مرد یکبار از دهنش در نیومد مامانمم گفت ولش کن دیگه نگو من برات همه چی میخرم حتی کادو زایمانمم برام طلا خرید ولی بازم بی چشم و روعه اونوقت توقع داره من مامانش رو حلوا حلوا کنم رو سرم      

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز