من به شوهرم گفتم دارم میرم به مامانبزرگم سر بزنم گفت برو بعد یکساعت زنگ زد که چرا نرفتی خونه گفتم میرم حالا داریم صحبت میکنیم نمیدونم چش شد ک بحثمون شد تو خونه همش داد میزد مادرش شنیده بود صداشو حالا پیام داده ک باید از من اجازه بگیری بری بیرون الانم عقدم میدونم باید از شوهرم اجازه بگیرم ولی از مادر شوهرر؟؟؟؟ ..
الان اسکیرین میزارم
زندگی کوتاهتر از اونیه که بخوای برای چیزهای مسخره و احمقانه حرص بخوری.کیِفتو بکن، عاشق شو، از هیچی پشیمون نباش و اصلا به آدما فرصت اینو نده که تو رو پایین بکشن!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
زندگی کوتاهتر از اونیه که بخوای برای چیزهای مسخره و احمقانه حرص بخوری.کیِفتو بکن، عاشق شو، از هیچی پشیمون نباش و اصلا به آدما فرصت اینو نده که تو رو پایین بکشن!
نظرات ما از پرسه زدن در شبکه های اجتماعی سرچشمه میگیرن ،نه مطالعه کتاب ها ....این تقلید از دانایی ،درواقع الگوی جدید نادانی است ........... اینستاگرام پرشده از رقص یه مشت زن و شوهرخل و چل که باقر کمر،صاحب خونه و ماشین میشن،اونوقت دانشگاه رفته هامون یا تو اسنپ کار میکنن یا پیک موتوری........
شاید باورت نشه ولی از همسرتم نباید اجازه بگیری تا عقدی تکلیفت رو روشن کن مادر ایشون حق تعیین تکلیف ...
واقعا؟؟
زندگی کوتاهتر از اونیه که بخوای برای چیزهای مسخره و احمقانه حرص بخوری.کیِفتو بکن، عاشق شو، از هیچی پشیمون نباش و اصلا به آدما فرصت اینو نده که تو رو پایین بکشن!