2777
2789
عنوان

به جاریم بگم؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1311 بازدید | 66 پست
ارع بگو مادرشوهرمن این مدلی بود جاریم بهم گفت ناشناسم نگفت به خورم گفت متم اصلا لو ندادم حتی الان که ...

من اگر بگم ناشناس میگم چون نمیشناسم اخلاق جاریمو،ولی چون تا حالا از این کارا نکردم واقعا دو دلم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من اصلا اخلاقشو نمیشناسم چون شیش ماهه جاریمه ،اما فقط نمیخام مادرشوهرم یه عروس دیگه رو بدون مراسم و ...

ببخشید ولی اگه اینکارم کنه جاریت همین جنابعالی میای میگی واسه من نکردن واسه جاریم کردن

ول کن دختر به تو چه، اون خودش آدمه بالغه بچه نیست که تو راه و چاه نشونش بدی، خودش باید تصمیم بگیره چیکار کنه

با ابله بحث نمیکنم

😢

بااین تفاوت نه من کاری با فتنه شوهرم دارم نه اون .اون خودشم پشت منه میگه حق بامنه ولی چون پدرنداره مجبوره بره سربزنه ببره دکترخریدکنه باوجودیکه ۵تاداداش دیگه هم داره

میگم که اصلا تا حالا این کارارو نکردم ،ولی خیلی ناراحتم از مادرشوهرم خیلی دلمو شکسته نمیتونم راحت از ...

دلت خوشه من شوهرم دوست داره بچه اولمون پسرباشه رفتیم دکتر تازگی بهشون نمیگفتیم ولی موقع امپول هام مادرشوهرم خونمون بودش ماهم مجبور شدیم به اون و خواهرشوهرم بگیم جاریم دوتا دختر۶و۴ساله داره جلو چشم من یه زوری برا جاریم اورده برو دکتر باید بری بچه هات بزرگ شدن برو سنت میره بالا حالا همسن منه اون دوتا بچه هم داره من تازه عروسی کردم

خدای تمام قشنگی ها ازت میخام بهم یه بچه سالم و صالح عطا کنی اصلا میدونی چیه خدا جونم راستشو بگم اولش بهمون کمک کن خونه بخریم بعد بهم۴تا بچه بده دیگه چیزی نمیخام راضیم همه بگید آمین میخام به ارزوهام برسم اخه🌹😀
من اگر بگم ناشناس میگم چون نمیشناسم اخلاق جاریمو،ولی چون تا حالا از این کارا نکردم واقعا دو دلم  ...

اره واسه همین میگم ناشناس بگو مثلا بایه اسمی که همسایه صداش میکنن بگو اونچه که جلو شما گفته نگو که شک مادرشوهر به شما بره سربسته بگو

بابا خودت میگی آدم نرمالی نیست، بعد واسه حرف یه آدم ببخشید روانی که با اینهمه سن نمیدونه چطور حرف بز ...

بعد زایمان حساس شدم قبلش اینجوری نبودم ،الانم خیلی از زایمانم نگذشته هنوز دلم چرکه ازش،کاش بتونم حال خودمو خوب کنم و مثل قبل بشم که برام مهم نباشه انقدر

من که دیروزبالاخره بعدازده سال هرچی تودلم بودبه خواهرشوهرگفتم دقیقاازجاری کوچکم هم دفاع کردم چندروزب ...

کاش منم بتونم هر جور شده خودمو خالی کنم ،خیلی دلم پره ازش

کاش بتونم از ذهنم بیرونش کنم


مادرشوهرت دقیقا مثل مادرشوهرمنه جاری هم شرایطش مثل جاری من ولی جشن گرفتن عروسی کردن ازنظرحمایت خانوادش میگم.منم بالاخونش میشینیم دوتابچه ی شیطون دارم چهارپنج ماهه نرفتم پایین گاهی اون میاد 

اصلا کاری نداشته باش ولش کن هرکی جواب کاراشو میبینه یه روز با چشمات میبینی مادرشوهر ت جواب کاراشو می ...

عمیقا منتظر روزیم که خنک بشم😂خییییلی ناحق حرف زده راجبم خییییییلیاااا

ببین دختره خوب حرفام تلخه ولی عین حقیقته  ، مشکل تو نه ماد شوهره نه جاری

خودتی که نتونستی مدیریت کنی، نشون بدی واسه زندگیت خودت تصمیم میگیری نه کسی دیگه، زیاد میدون دادی، ببین چقدر از اول شل گرفتی و سره تصمیماتت نموندی که تا مدل زایمانت دخالت میکنه

من حتی مادر خودمم نمیدونست کجا میرم دکتر، قراره کدوم بیمارستان برم، چی بخرم، چیکار کنم چیکار نکنم، اسم چی بزارم چی نزارم

کل زندگیم از همون اول فقط دوتایی تصمیم گرفتیم به احدی اجازه دخالت ندادیم

با ابله بحث نمیکنم

بعد زایمان حساس شدم قبلش اینجوری نبودم ،الانم خیلی از زایمانم نگذشته هنوز دلم چرکه ازش،کاش بتونم حال ...

دقیقامنم اول کروناگرفتیم چندروزبعدش انفلوانزابخاطراون خیلی حساس شده بودم چون تواین مدت شنیدمریض شدیم امانه زنگ نه چیزی درصورتی اگه مشکلی داشت من ازهمه بیشتربه دادش می‌رسیدم بخاطر همین خیلی بهم ریخته بودم

بعد زایمان حساس شدم قبلش اینجوری نبودم ،الانم خیلی از زایمانم نگذشته هنوز دلم چرکه ازش،کاش بتونم حال ...

برو اول دکتر، بعد خودتو سرگرم کارایی کن که حالت  خوب میکنه، وقتتو واسه پیشرفت خودت صرف کن نه یه آدمی که ازش هیچی عایدت نمیشه، یه ادمی که دنیاش پشت سر دیگرون حرف زدن چون انقدر بدبخته عرضه و وجود نداره تو روی طرف بگه، خودت مرض که نداری خودتو درگیر یه خاله زنگ بی عقل کنی و بخاطرش حرص بخوری

با ابله بحث نمیکنم

ببین دختره خوب حرفام تلخه ولی عین حقیقته  ، مشکل تو نه ماد شوهره نه جاری خودتی که نتونستی مدیر ...

عزیز دلم من با مادر شوهرم تو یه ساختمونم ،وقتی بچمو میزارم خونه مادرم میفهمه وقتی مهمون میاد میفهمه اگه غذام بسوزه میفهمه ،برم بیرون میفهمه خونم اگ ی روز تمیز نباشه میفهمه،،،اتفاقا منم هیچ حرفی و به کسی نمیگم،قضیه زایمان که گفتم یبار خونشون بودیم مادر شوهرم گفت چارتا زور که این حرفارو نداره برو طبیعی بزا و بیا من هیچی نگفتم شوهرمم گفت خودمون تصمیم میگیریم دلم بخاد میبرمش دکتر خصوصی سزارین کنه نخادم طبیعی بعد زایمانم هم مادرشوهرم حرفی و زد که گفتم ینی من بخاطر مادرشوهرم طبیعی زایمان نکردم و باهاش در جریان نزاشتم ولی اون قبلا اونجوری گفته بود و بعد زایمان هم تو اتاق زایمان اومد اینجوری گفت

 پرروعه هر چقدرم بهش بفهمونی نمیخای توضیح بدی یه چیزایی و میپرسه یا اگ بفهمه تیکه شو میندازه و به بقیه میگه منم بخاطر شوهرم نمیخام جوابشو بدم وگرنه زبونم دراز تر از اونه  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز