2777
2789
عنوان

به جاریم بگم؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1311 بازدید | 66 پست
دقیقامنم اول کروناگرفتیم چندروزبعدش انفلوانزابخاطراون خیلی حساس شده بودم چون تواین مدت شنیدمریض شدیم ...


منم دوماه پیش خواهرشوهرحامله ام کرونا گرفت همش غذا پختم و ابمیوه گرفتم خوراکی مقوی درست کردم یک هفته براش همشم از خودمون بود برای هر چهارنفرشون.سه هفته بعدش من آنفولانزا گرفتم فقط دو دفعه دختراش کوچیکن امدن یه تک پا بعد ده دیقه رفتن حال و روزمم دیدن یه کوچه فاصله داریم حتی یه زنگم نزد بگه خوبی؟تو رخت خواب افتادم از شدت مریضی.بعد۷روز پدر مادرش و فامیلشون مسیرشون افتاد اینجا نهار امدن اونم زودی خودشو رسوند حتی به رو خودشم نیاورد من مریض بودم حالمم نپرسید.الان ۸ماهشه بچه زیاد امده پایین حالش بده نمیتونه پاشه غذا بپزه توقع داره من برم غذا بپزم براشون. هم من هم اون هیچ کسی اینجا نداریم

خدای تمام قشنگی ها ازت میخام بهم یه بچه سالم و صالح عطا کنی اصلا میدونی چیه خدا جونم راستشو بگم اولش بهمون کمک کن خونه بخریم بعد بهم۴تا بچه بده دیگه چیزی نمیخام راضیم همه بگید آمین میخام به ارزوهام برسم اخه🌹😀

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

منم دوماه خواهرشوهرحامله ام کرونا گرفت همش غذا پختم و ابمیوه گرفتم خوراکی مقوی درست کردم یک هفته برا ...

واقعا آدم نمیدونه با این ادما چیکار کنه 

منم خیلی خرم ینی الان بجای تو بودم بازم دلم میسوخت و میرفتم ،اما الان دگ ب سیم آخر زدم واقعا 

عزیز دلم من با مادر شوهرم تو یه ساختمونم ،وقتی بچمو میزارم خونه مادرم میفهمه وقتی مهمون میاد میفهمه ...

بفهمه ، انقدر فضولی کنه بترکه، تو کاره خودتو بکن، خداروشکر اینطور که گفتی شوهرتم پشتته، با گفتن خودمون تصنیم میگیریم قشنگ ببخشید تر زد بهش

همین براش بسه ، اصلا نیازی نیست جوابشو بدی، به حالت مسخره هر چی گفت فقط یه پوزخند جوابشو بدع، باور کن هیچ چیزی بیشتر از بی محلی و پوزخند حرص طرفو در نمیاره، کاره خودتو بکن، تا نیتونی هم تو خونه با همسر و بچه ات شاد باش، حسودان خودشون زندگیتونو ببینن میترکن، نیاز به حرف و کاری نیست

سگ محل کن کاره خودتو بکن

با ابله بحث نمیکنم

واقعا آدم نمیدونه با این ادما چیکار کنه  منم خیلی خرم ینی الان بجای تو بودم بازم دلم میسوخت و ...

دل نسوزون میبینی طرف آدم نیست فقط فکر خودت باش، بعد ها هم دلت نمیسوزه که من خوبی کردم فلان کارو کردم طرف سگ بود گاز گرفت دستمو، ولش کن، بزار سختی بکشن آدم میشن

با ابله بحث نمیکنم

منم دوماه پیش خواهرشوهرحامله ام کرونا گرفت همش غذا پختم و ابمیوه گرفتم خوراکی مقوی درست کردم یک هفته ...

بخدامادرشوهرم سه هفته بعدازعمل چشمش اومدخونش باوجودیکه سه هفته گذشته بود.اما خوب بودبازمن تاپیک هفته نذاشتم آشپزی کنه همش ازخودمون غذامیبردم هم براخودش هم دوتاپسرمجردش بعدایمجوری کردالانم دوروزه مریض شده نه زنگ زدم نه غذافرستادم  بذاربدونه کارش چقدزشت بوده هرچندهمیشه همینجوربودهیچوقت به دادم نرسیدهیچوقت

بفهمه ، انقدر فضولی کنه بترکه، تو کاره خودتو بکن، خداروشکر اینطور که گفتی شوهرتم پشتته، با گفتن خودم ...

تا قبل زایمان همینجوری بودم بخدا،حتی بی محلی هم نمیکردم احترامشو داشتم اما نمیزاشتم حدشو بگذرونه اما الان تا یه چیزی بهم میگه به قول تو پوزخند میزنم و بعدم کلی میسوزم ،خیلی نسبت به قبل حساس شدم،باید روی خودم کار کنم تا مثل قبل بشم،خیلی سخته البته ولی امیدوارم زودتر مثل قبل بشم

من الان دقیقاتوهمین وضعیتم 

خب حالا دست از شکنجه خودت بردار، با هربار فکر کردن به این موضوع یه چاقو به خودت فرو نکن، اون طرف اصلا فکر هم نمیکنه بهت،  از این دفعه تجربه کسب کردی و خیلی خوبه باعث شد متوجه بشی و دفعه بعد درست رفتار کنی، 

کاری واسه ادم بیشعور نکن ازشم توقع نداشته باش ، اینجوری آرامش پیدا میکنی

با ابله بحث نمیکنم

بدیش اینه شوهرم میگه مادرم هر چقدر هم بد باشه مادرمه و باید بریم بیایم ،ماهم تو یه ساختمون زندگی میک ...

شما به هیچ وجه دخالت نکن، جاریت هم بعداز مدتی همونطور ک شما مادرشوهرت رو شناختی اونم میشناسه.

تا قبل زایمان همینجوری بودم بخدا،حتی بی محلی هم نمیکردم احترامشو داشتم اما نمیزاشتم حدشو بگذرونه اما ...

چرا میسوزی، به حرفاش فکر نکن، همون موقعه به خودت بگو احمقه دیوونست، بهم حسودی میکنه، واقعیته، بعد میبینی دیگه اذیت نمیشیی، مدامم بهش فکر نکن، چی گفت چی نگف

سگ تو خیابون بهت پارس میکنه تو فحشش میدی؟

نه میگی نمیفهمه، ذاتش اینه، ادمهای مثل مادشوهرتم مریضن ذاتشون اینه پس جدیش نگیر


با ابله بحث نمیکنم

بخدامادرشوهرم سه هفته بعدازعمل چشمش اومدخونش باوجودیکه سه هفته گذشته بود.اما خوب بودبازمن تاپیک هفته ...

من قبل این مریضیش یه مدت مریض بود ولی جاریم برام یه سری حرفا زد منم خونه نبودم زنگشم نزدم حالش بپرسم گله کرد منم گفتم دورا دور جویای احوالت بودم ولی اینبار حتی از دارو و ویتامین خریدن هم براش خریدم و فرستادم.خونه تکونی کمکش کردم.ولی اول ها عروسی کردم تازه کرونا گرفته بودم خوب شده بودم عروسی کردیم تا سردم میشد مریض میشدم دو بار به دادم رسید حالا موندم چندروز یکباربرم کمکش یا نه از درد اینکه بچه پایین پری شب بردنش بیمارستان بستری شده

خدای تمام قشنگی ها ازت میخام بهم یه بچه سالم و صالح عطا کنی اصلا میدونی چیه خدا جونم راستشو بگم اولش بهمون کمک کن خونه بخریم بعد بهم۴تا بچه بده دیگه چیزی نمیخام راضیم همه بگید آمین میخام به ارزوهام برسم اخه🌹😀
خب حالا دست از شکنجه خودت بردار، با هربار فکر کردن به این موضوع یه چاقو به خودت فرو نکن، اون طرف اصل ...

حرفاموبه خواهرشوهرم زدم آروم شدم دیگه هیچوقت مثل قبل رفتارنمیکنم الان مریضه نه زنگ زدم نه چیزی فرستادم 

درصورتی قبلا همش میگفتم فک کنم مادرخودمه دیدم نه بابااون یه لحظه هم فک نمیکنه من مثل دخترخودشم خخخخ

گل گفتی

خدای تمام قشنگی ها ازت میخام بهم یه بچه سالم و صالح عطا کنی اصلا میدونی چیه خدا جونم راستشو بگم اولش بهمون کمک کن خونه بخریم بعد بهم۴تا بچه بده دیگه چیزی نمیخام راضیم همه بگید آمین میخام به ارزوهام برسم اخه🌹😀
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز