2777
2789
عنوان

به جاریم بگم؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1311 بازدید | 66 پست
تا میتونی ازش فاصله بگیر .اگر شوهرت خوبه به زندگی خودت برس .جاریت هم بزار خودش از پس خودش بیاد

بدیش اینه شوهرم میگه مادرم هر چقدر هم بد باشه مادرمه و باید بریم بیایم ،ماهم تو یه ساختمون زندگی میکنیم و از همه کار من خبر داره و همه رو میزاره کف دست مردم منم به گوشم میرسه حرفاش واقعا دلم میشکنه ،ینی نمیش فاصله گرفت 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اگ بخام بش بگم با پیج فیک اینستا بش میگم ،ینی هیچوخ نمیفهمه من بودم  ولی کلا شک دارم

نه اینجوری نگو!!!   کلا کاری نکن که مدرک دست دیگران بیافته!!! بالاخره جاریت نمی گه کی اینو فرستاده   راه می افته به همه نشون می ده تا فرستنده رو بشناسه!!!   بعد اگه بهت شک کنند دردسر می شه چون همه خبر دار شدند!!  

همچین کاری هیچوقت نکن 

فقط 25 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

ای آغوش تو مرا وطن💔🥀 ... درخشان جان رفیق اگه امضامو دیدی از خودت خبر بده رود 🥲abzarek.ir/service-p/msg/2446376 سی و یک سالگی ایز لودینگ 🫠 دیگه داریم پیر میشیم هعیییییی

پیش من که فقط نمیگه،شهر ما کوچیکه پیش همه میگه  منم میگم دخالت نکنم ولی از طرفی واقعا از مادرش ...

اون خودش باید عاقل باشه و بفهمه ک اگه کسی پیشش بدگویی کسی رو کرد.صدبرابر پیش دیگران بدگویی خودش میکنه(یعنی جاری).

توهم دلت برا اون نسوزه. جاری خوب وجود نداره 

نگو به تو چه خودتو قاطی می‌کنه فتنه نشو

میگم که اصلا تا حالا این کارارو نکردم ،ولی خیلی ناراحتم از مادرشوهرم خیلی دلمو شکسته نمیتونم راحت از کنارش بگذرم

مثلا من طبیعی زایمان کردم بچم چون دیر به دنیا اومده بود رفت توی دستگاه مادرشوهرم به من گفت اینهمه بهت گفتم تو جون طبیعی نداری ببین چی شد اگه بچه چیزیش بشه تقصیر توعه در حالی که من شوهرم گفت بریم سزارین کن خصوصی مادرشوهرم میگفت چارتا زور که این حرفارو نداره ینی حرفش و یادش رفته بود و مشکل بچه هم ربطی به نوع زایمان نداشت 

سر این حرفای مادرشوهرم من افسردگی بعد زایمان گرفتم و طلایی ترین دورانمو با بچم از دست دادم. حتی نتونستم خودم بهش شیر بدم 

پیش من که فقط نمیگه،شهر ما کوچیکه پیش همه میگه  منم میگم دخالت نکنم ولی از طرفی واقعا از مادرش ...

مطمعن باش اگه ناحق باشه خودش یه روز رسوا میشه زندگیتو بکن خودتو درگیر حق الناس نکن بری خبرچینی که چی اخرش خودت ادم بده میشی بین همشون 

به کوچکی گناه نگاه نکن ؛بنگر چه کسی را نافرمانی میکنی...حسبی الله ونعم الوکیل...
بدیش اینه شوهرم میگه مادرم هر چقدر هم بد باشه مادرمه و باید بریم بیایم ،ماهم تو یه ساختمون زندگی میک ...

میشه، برو، تا میتونی کم حرف بزن، هیچیتو بهش نگو، اومد خونتم خودتو با پذیرایی مشغول کن تا مجبور نشدی حرف نزن، خونشون با گوشی با تلوزیون با ادمهای دیگه مشغول کن، خودتم تنها نرو سره خودتو با کلاس و کتاب و ... گرم کن، با کاره خونه، گفت نمیای بگو کار دارم، آشپزخونه رو ریخته بودم تمیز کنم، حمومو شستم، برو خونه مادرت خواهرت دوستت، همیشه خونه نباش

با ابله بحث نمیکنم

از من به تو نصیحت مادرشوهر منم همین کارهارو بامن کرد من عروس کوچیکم چندماه بعد عروسی جاریم که خیلی ساده بود از در دوستی وارد شد خیلی حرفا پیشم گفت درد دل کرد حرفای پشت سرمو برام گفت اخرشم بجز دو سه تا حرف بیشتر نزده بودم صدبرابر گذاشت روش چسبوند دهن من یک دعوایی به پا کرد منم از عصبانیت حرفاشو برملا کردم پدرشوهرمم بعد چند وقت رک و پوست کنده گذاشت جلوم گفت یعنی همه حرفای تو راسته حرفای اون دروغ تا توهم حرفی نزنی جاریتم چیزی پیشت نمیگه... انگار یه سطل اب یخ روم ریختن از اون لحظه پشت دستمو داغ کردم حتی دربدترین شرایطم حرف کسی پیش کسی نگم فقط تنها کارم شده بی محلی به جاریم

خدای تمام قشنگی ها ازت میخام بهم یه بچه سالم و صالح عطا کنی اصلا میدونی چیه خدا جونم راستشو بگم اولش بهمون کمک کن خونه بخریم بعد بهم۴تا بچه بده دیگه چیزی نمیخام راضیم همه بگید آمین میخام به ارزوهام برسم اخه🌹😀
اون خودش باید عاقل باشه و بفهمه ک اگه کسی پیشش بدگویی کسی رو کرد.صدبرابر پیش دیگران بدگویی خودش میکن ...

من اصلا اخلاقشو نمیشناسم چون شیش ماهه جاریمه ،اما فقط نمیخام مادرشوهرم یه عروس دیگه رو بدون مراسم و پول خرج کردن بیاره بعد تازه اخلاقاش رو بشه ،فقط از این بابت برای جاری ناراحتم نه چیز دیگه ،و این ک اگ بدونه و بر خلاف من سر هر چیزی کوتاه نیاد منم یکم دلم خنک میشه چون مادر شوهرم خیلی دلمو شکسته و خیلی ادعای زرنگیش میشه 

واقعا کاش میتونسم مادرشوهرمو ببخشم و راحت این کارو نکنم اما تو مخمه بخصوص که یجا زندگی میکنیم واقعا یه سره مثل مته تو اعصابمه تا میره یادم بره یه کار دیگه میکنه

میگم که اصلا تا حالا این کارارو نکردم ،ولی خیلی ناراحتم از مادرشوهرم خیلی دلمو شکسته نمیتونم راحت از ...

بابا خودت میگی آدم نرمالی نیست، بعد واسه حرف یه آدم ببخشید روانی که با اینهمه سن نمیدونه چطور حرف بزنه چطور رفتار کنه خودشو جلو همه خراب کرده افسردگی میگیری؟!

هرچی گفت به کتفت بگیر یعنی اصلا آدم حسابش نکن که بخواد حرفاش اذیتت کنه، هیچی نگو کاره خودتو  بکن، فقط شوهرت، با اون صحبت کن تصمیم بگیرین

با ابله بحث نمیکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز