دیدن وکه میبینم من بخاطراینکه نزدیکشون باشم توشهرغریب تک وتنهاخونه گرفتم هفته یبارمیدبدمشون بعد اونارفتن شهرخودشون منم اینجا کسی وندارم نگهشون داره برم سرکار دیگه هروقت پس اندازم اندازه رفت وبرگشتم بشه میرم دیدنشون براشون خریدمیکنم هرشبم زنگ میزنم بهشون خداقسمت کنه هفته دیگه میخوام برم ببیننشون برازمستونشون خریدکنم