وای یچیزی حالا بابای خودم خیلی ادم مذهبی نیست ولی میگبت یه شب انگاری منو چند نفر بردن یجای خیلی خوبی انگار فرشته بودن بعد میگفتن که تو چون صدقه دادی به عمرت اضافه شده پس برت میگردونیم و بابام میگه کلا انگار خواب نبود خیلیییی عجیب بود حتی واقعی تر از این دنیا بود و فرشته ها بسیار خوش برخورد و زیبا بودن همگی
حتی یبارم رفته عالم کما و جسم خودش رو از بالای اتاق دیده و حتی دیده که دکترا که بالاسرش جمع شده بودن داشتن راجع بهش چیا میگفتن و چیکار میکردن درصورتی که هوشیاریش ۳ بوده بعد دیگه چیزی یادش نمیاد