2777
2789
عنوان

تجربه ی مرگ

| مشاهده متن کامل بحث + 2470 بازدید | 83 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

بعد رفتی بخونی؟منظورش چی بود از وصیت هاش؟ نه بگو خواهشا

عزیزم بعد اون خواب تا یه سال خیلی از آقا حضرت علی ترسیده بودم و همش میگفتم خیلی ازم ناراحتن که اونجوری باهام حرف زدن تا اینکه یه شب خواب دیدم یه خانمی اومد بهم گفت پاشو بریم خونه کسی که دعوتت کرده با اون خانوم رفتیم یه بازارچه با سقف پوشیده شده مثل بازارچه شاه عبدالعظیم بود وقتی به ته بازارچه رسیدم یه حیاط بزرگ خیلی بزرگ بود یهو دیدم گنبد طلا و مناره و دیدم بالایه گنبد نوشته بودن امیرالمومنین علی علیه السلام وقتی خوندم بعدش چنان نور شدیدی داشت اون گنبد و حرم که نمیتونم توصیفش کنم 😭😭😭😭😭😭،عزیزم یه همسایه داشتیم که درویش و از مرادانه آقا بودن بهشون گفتم آقا بهم گفتن وصیت هامو بخون یه کتاب بهم دادن کتاب وصایع حضرت علی علیه السلام بود 

من مادربزرگم لحظه احتضارشو مو به مو توخواب نشونم داد پدرم سه روزه آخر کنارش بود چون مادربزرگم رفته بود خونه عمم و خیلی دور ازمون بود وقتی خوابمو به پدرم گفتم اشک میریخت و گفت تمامه چیزهایی که بهش گفتم مو به مو درست بوده وای بمیرم برات مامانبزرگ مظلومم بمیرم برات قلبمو آتیش زدن دوستان میشه یه صلوات نثار روح تازه گذشتش کنید 😭😭😭😭😭😭

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز