نه رشته تحصیلیم ربطی نداره
من از بیمارستان فراری هستم بعد زمانی که بخش اعصاب بستری بودم این پیشنهاد رو دادم قبولم نکردن چون بخاطر شرایط جسمی که دارم توان هر کاری ندارم و بخاطر شرایط روحی هم واقعا دیگه تحمل درد دیدن بیماری ندارم
انقدر بیماری ها دیدم فوتی دیدم تخت بغلی خودم اتاق بغل خودم
ممنون از این حد اقل مشکلات رو درک کردید و پیشنها دادید برای من ارزش مند هست
ولی دیگه تحمل درد ندارم واقعا بعد یکی تلاش میکنه برای زندگی که
حدف داشه باشه بخواد زندگی کنه من واقعا برام هیچ چیز دیگه ارزش نداره هیچ هیچ
وقتی نتونی ازدواج کنی نتونی شاد باشی دیگه بدرد نمیخوره
خیلی ۱۰ سال هر شب به مرگ فکر میکنم هیچ جیز برام لذت بخش تر از یک خواب راحت نیست خوابی که هرگز بلند شدنی نداشته باشه
وقتی نه عشق به والدین نه دوست نه هیچ کس از مرگ خیلی بد تر رو تجربه کردم وقتی نه دست نوازشی نه مهر مادری هیچ ...😔😔