باهمسرم سنتی ازدواج کردم قبل از اون یه رابطه عشقی با شخص دیگه داشتم که بعداز۵سال ب جدایی انجامید
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
من تو باغمون کمک بابام رفتم چندبار گردو تکانی مزرعه و فعال بودم همش اونجااا دیگه خوشش اومده بود وخیلی اسرار کرد منم اجازه خواستگاری دادم وگرنه اصن ب ازدواج و اینا فکر نمیکردم الانم تو مراحل اشنایی ام😄🙈
سرنوشت از سرنوشت،سرگذشت از سر گذشت،افسوس زندگی برخلاف آرزوهایم گذشت😔