امروز یهو به حضرت ادم فک کردم از عرش به فرش افتاده با زنت تنها از خونه بندازنت بیرون بیای رو این زمین وحشی تنها خیلی ترسناکه بعد بچه دار شی و یکی از بچه هات خلافکار بشه واقعن اگه ادم و حوا اون موقع عقلشون به این چیزا میرسید باید دق میکردن و حالا این همه ادم رو زمین سرشتشون به اون ادم تنها برمیگرده به نظرم زندگی رو زمین آزمون سختی برا ادم بود و برای ما سختت تر شاید ما زیادی به خودمون سخت میگیریم و توقع زیادی از خودمون داریم شاید ما زیادی تو این برنامه زندگی حل شدیم با چشمانی بسته به سوی ناکجا آباد جلو میریم خیلی از ما تو این شلوغی جمعیت مث همون ادم تنهاییم و اگر خدا از روح خودش توی کالبد ما دمیده پس این ناتوانی ما بخاطر چیه ؟چه چیزی اون روح خدایی درون ما رو محدود میکنه ؟ترسهامون ؟گناهانمون ؟باورمون ؟یا ژنتیک ؟
پ ن :عنوان تاپیک صرفن جهت جلب توجه شما بود