2777
2789
عنوان

دلم یه خونه بدون بچه‌ میخواد..

| مشاهده متن کامل بحث + 1162 بازدید | 88 پست
پسر منم ساعت ۴ بیدار شده گریه میکنه منم دیگه خوابم پرید و اومدم نی نی سایت خونمون هم که بهم ریخته ...

من سه تا دارم خدا ببخشتشون. الانم که دخترم تب داره رو سرش نشستم

خیییلیییی دوست دارم. خیلی. میمیرم براتتتت دوست دارم به کللل دنیا بفهمونم که چقد دوست دارم و برام عزیزی. از ته دلم عاشقانه دوست دارم. تا آخر دنیا دوست دارم.تا آخر آخره دنیا. دنیاها بیادو بره دوست دارم. . 
منم دوتا دارم اوایل خوب بودن الان ازبس شلوغ شدن.نگووو.هیچ‌وقت خونه رو بدون صدای دعوا خنده وجیغ اونا ...

منگه فعلا فقط مشکل بی خوابی دارم از دستشون 

قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

دختر منم ۱۱ خوابید ۲ بیدار شد تا هنی الان بیدار بود .ایشالا سالم باشن.منم دست تنها ۴۰ روزه واقعا بعضی وقتا کم میارم ولی یک ساعت که خونه نیست انگار هیچ کسی تو خونمون نیست طاقت نمیارم .

شمایی که داری امضام رو میخونی خواهش میکنم ی صلوات بفرس حاجتم رو بگیرم ایشالا خدا کمکت کنه 
وا بزرگن که دیگه تقسیم وظایف کنید نزار شلخته بار بیان.دیگه بزرگ شدن

برنامه برا هر کدوم نوشتیم ،که باید انجام بدن

وانجام میدن مثلا اتاقشون رو مرتب میکنن ولی فقط برای دو ساعت مرتبه 

از هرچی کتاب ومشورت وبرنامه ریزی که فکرش رو بکنی انجام دادیم ولی تا بهشون تشر نرم وبرنامهاشونو چک نکنم سرگرم بازی وکاراشون میشن

البته چیز غیر طبیعیی نیست سن بلوغ معمولا سن اشفتگیه که خداروشکر برا من تو بهم ریختگی وسایلشون خودشو نشون داده 

چون متاسفانه بعضی ها تو این سن میرن دنبال سیگار ،قلدر بازی،وفیلم های نامناسب سنشون از این جهت خدارو هزاران بار شکر میکنم

پسر منم ساعت ۴ بیدار شده گریه میکنه منم دیگه خوابم پرید و اومدم نی نی سایت خونمون هم که بهم ریخته ...

دلم خونه تازه عروسا رو میخواد بخدا...الان کل وسایلم از بین رفته...اونم همش به دست بچه ها

قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...
منگه فعلا فقط مشکل بی خوابی دارم از دستشون 

عزیزم به بچه ات شیر خشک بده نه خودتو اذیت کن نه بچت هزار بار از خواب بیدار میشه.شب کارهاتون انجام بده صبح تا جایی که میتونی بخواب تا جبران کم خوابی بشه 

شمایی که داری امضام رو میخونی خواهش میکنم ی صلوات بفرس حاجتم رو بگیرم ایشالا خدا کمکت کنه 
برنامه برا هر کدوم نوشتیم ،که باید انجام بدن وانجام میدن مثلا اتاقشون رو مرتب میکنن ولی فقط برای دو ...

کاش دخترای منم بشن همسن بچه های شما

قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...
من سه تا دارم خدا ببخشتشون. الانم که دخترم تب داره رو سرش نشستم

خدا هیچ بچه ای رو مریض نگذار خیلی برا مادر سخته وبعد پدر 

ان شاالله به چهارده معصوم بچه شما وهمه ی بچه ها زودتر سرحال وسلامت بشن ودل مادر وپدرشون با خندهاشون شاد بشه

عزیزم به بچه ات شیر خشک بده نه خودتو اذیت کن نه بچت هزار بار از خواب بیدار میشه.شب کارهاتون انجام بد ...

شیر خشک نخورد...دختر اولمم شیر خشکی بود اینو هرکاری کردم نگرفت...کلافه شدم چند ماه دیگه بگذره از شیر بگیرمش

قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...
شیر خشک نخورد...دختر اولمم شیر خشکی بود اینو هرکاری کردم نگرفت...کلافه شدم چند ماه دیگه بگذره از شیر ...

واقعا شیر مادر سخته .من که خودم اینقد شیر داشتم که حد نداشت اصلا ندادم چون حوصله این دردسر ها رو نداشتم از همون بیمارستان شیر خشک دادم 

شمایی که داری امضام رو میخونی خواهش میکنم ی صلوات بفرس حاجتم رو بگیرم ایشالا خدا کمکت کنه 
اونم درست میشه...سیر نمیشه بخاطر اونه خوابش کمه.شاید.ویتامین اد واهن بهش میدی

اره میدم سیرشم میکنم تا خرخره میخوره بازم پامیشه...عادت کرده...خیلی پامیشه بعضی شبام کلا بدخواب میشه ۲ ساعت درگیر باشم تاباز بخوابه 

قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...
دلم خونه تازه عروسا رو میخواد بخدا...الان کل وسایلم از بین رفته...اونم همش به دست بچه ها


آخ آخ گفتی

پسر منم همه چیز رو داغون کرده

خیلی از وسایل خونه رو اصلا جمع کردیم گذاشتیم تو کارتن از دستش

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز