برید کنار من اومدم با دل پر 😂😂😂😂
من اول ۵سال ازدواج کردم مادرشوهرم گیر که آیی این دختره نازاست چون وزنش کمه حامله نمیشه و.... هرجا نشست گفت دختره مشکل داره ما هم بچه نمیخواستیم اوایل بعد از بس این حرفا شنیدم و استرس داشتم پریودم عقب افتاد... دکتر ازمایش نوشت بتا. رفتیم و همسرم زنگ زد ب مادرش ک فکر کنم زنم حامله. مادر شوهرم زنگ زد کل خاندان خبر کرد
جواب تست منفی شد
. تست زن پسر جاری مادر شوهرم (زن پسر عمو همسمرم) مثبت شد وباردار بود به همین دلیل مادر شوهر منم تصمیم گرفت بگه مال منم مثبت بوده و چند وقت بعد بگه سقط شد.
خلاصه ایشون ب همه گفت دختره ضعیف بوده نتونسته بچه نگهداره بچه سقط شد و... من کلی عذاب کشیدم
پیگیر شدم انقدر که گفتن نازایی دنبال این بودم برگه سلامت بگیرم
خلاصه چون من شهرستانم کلی دکتر رفتم همه میگفتن مشکل نداری
تا یه دکتر بعد از ۲سال گفت این ازمایش مال شوهرته بره جوابش بیار حتما. و رفت مشخص شد شوهر من واریکسول هر دو طرف داره و امکان بچه دار شدنش تقریبا صفره باید عمل کنه و عمل کرد
چند ماه پیش همون زن پسر عمو شوهرم که الان بچشون ۳ساله شده.. استوری گذاشت بارداره (سر اینکه اون باردار بود و من نبودم خیلی عذابم داد.)
من بر حسب اتفاق اونجا بودم گفتم ا. فلانی استوری کرده داره دوباره مادر میشه
برگشت با دعوا بسه بسه اینقد خاله زنک نباش کی حامله کی حامله شده ب ما چه
انقد تو دلم موند بگم چرا ۳سال پیش نمیگفتی ب ما چه. جگر من خون کردی از بس گفتی نازا. نازا
خدا ازش نگذره هیچوقت نمیبخشمش انقد ب من گفت نازا که هم من هم پسرش بر این باور بودیم منم که مشکل دارم
خدا خیر بده دکتری رو ک گفت همسرت ازمایش بده و ما فهمیدیم وگرنه من فقط فکر میکردم مشکل از زنه
بهم میگفت اجاق کور. حسود.نازا
برا تک تک حرفاش نمیبخشمش