بحث مسافرت بود شوهرم گفت که فاطمه نمیتونه بیاد همش تهوع داره و..باردارم چهار ماهمه بعد جاریم گفت من سز فلان بچه همه جا میرفتم منم گفتم شرایط هر کی فرق داره من نمیتونم تو مگه مثل من در این حد حالت بد بود بعد بهش بر خورده!
خوب کردی گفتی. منم حالم خیلی بد بود سربارداری. هر کی میرسید بهم میگفت فلانی ببین چ ب خودش میرسه ببین همه جا میره تو چرا اینجوری شدی. من واقعا حالم بد بود وچهرمم زشت شده بود حوصله نداشتم ب خودم برسم. در جواب میگفتم اینقد اقبالشون بلنده شانس دارن. مثه من نیستن ک مریض باشن با هزار مشکل. البته انشالله ک همه ی باردارا سالم باشن ولی ۴نفرم ک مثه منن منت نکنن.
زندگی کوتاهتر از آن است که با احمق ها سروکله بزنید🤫🤫
وا..تو کرونا اونم وقتی بارداری سفرت چیه..اصلا حالا گیریم کرونا هم تازه گرفتی..بچه ممکنه خدایی نکرده مشکل پیدا کنه یا به لکه بینی بیفتی خدایی نکرده..نرو بابا هر جور دوس دارن فک کنن
😡وقتی مخاطبم تو نیستی ،تحت هیچ شرایطی ریپلای نکن که بخوای افکار پوسیده خودت رو به زور تو مغز من بچپونی،چون اینقدر لجباز هستم که تا ته دنیا باهات کل کل کنم،حتی اگر به قیمت حذف کاربری جفتمون تموم شه..پس وقتی جوابمو بده که فقط مخاطب حرفم تویی.تاماااااام😡
منم بیرون حالم خوب بود می اومدم خونه تهوع شدید داشتم به خونم شوهرم پسر بزرگم ولی مثلا پارک باغ یا خونه کسی خوب بودم غدایی خودم درست میکردم میرفتم حیاط بوی غدا بهم نرسه حالم بد میشد ولی غذایی بقیه درست میکردن ومیخوردم اصلا هم تهوع نداشتم دوتا بارداری اول خیلی سخت بود سردرد کمردردا شدید وتهوع ولی سومی بارداری کارخدا راحت بود پسر بزرگم کلاس اول بود اونم انلاین 😑
خدایا مواظب زندگیم باش مامان سه پسر شیطون دوست داشتنی 🥰🥰 دوستان پدرم یک ماهه آسمانی شدن اگ میشه براش صلوات بفرستید وفاتحه بخونید 😭
منم بیرون حالم خوب بود می اومدم خونه تهوع شدید داشتم به خونم شوهرم پسر بزرگم ولی مثلا پاک باغ یا خون ...
وای دقیقا منم خونه بقیه بهتر میتونم غذا بخورم خونه خودمون نه میتونم درست کنم نه چیزی بخورم ب خاطر همین خانواده ها رو بیشتر میبینیم هر بار شام خونه یکی میریم غذا از بیرونم سفارش میدم تو خونمون نمیتونم بخورم