دیشب خیلی دلم گرفته بود. داشتم گریه میکردم میگفتم خدایا عشقو وارد زندگی من کن، یه ازدواج خوب واسه من فراهم کن من دیگه خسته شدم از تنهایی، دلم میخواد برم سر خونه زندگی خودم
دستمال ورداشتم اشکمو پاک کردم دیدم دستمال دقیقا شکل یه قلب خیس شد با اشکم، انقد قلبه صاف و مرتب و قشنگ بود ازش عکس گرفتم.
دلم یکم آروم شد گفتم خدا داره همین الان منو میبینه با این نشونه میگه نگران نباش همه چیز درست میشه به زودق فقط صبور باش