2777
2789
عنوان

روزای تار...

409 بازدید | 51 پست

+می نویسم تا یه روزی بدونم چطوری گذشت...

اینجا برای من مث به وبلاگ میمونه با کلی دوست خوب..پس منو ببخشید که دلتنگیامو مینویسم اینجا..با نوشتن قصه زندگیم کلی دوست اینجا پیدا کردم و دفتر درد و دل این روزای سختمه...



امروز حتی حوصله خودمم نداشتم،البته خیلی چیز جدیدی نیست..هر روز همینه...فقط امروز از دیدن خودم تو اینه متعجب شدم..گرد افسردگی پاشیدن انگار به روم..انگار چند سال پیرتر شدم...


یه کار مثبتی که کردم چندین فرم استخدام پر کردم برای رهایی از خونه...امیدوارم یکیشون منو بپذیره و مناسب باشه بتونم از خونه دور بشم...از افکارم هم...


مامان که تو خونه کاری به جز گیر دادن به من نداره،بابا هم که..با هم نمیسازن...نمی دونم تقصیر کیه نمیخوامم بدونم..خیلی پیچیده اس همه چیز زندگیشون..فقط میدونم تو این زندگی هیچی سرجاش نبوده و نیست...

امروز ظاهرا از صبح دلخوری داشتن،شبم بابا استوری جمع خانوادگی اون زن رو نشون مامان داد...با حسرت که مردم رو ببین زندگی می کنن...

خوشحالم که دیگه تو وجودم حتی ناراحت هم نمی شم از خوشبختی و زنده بودن این زن...هیچ حسی ندارم مطلقا..و این عالیه...


غروب با دل تنگی عمیقی گذشت..بوی پاییز می اومد...پاییز..چشمهاش..نگاهش...رفتن قلب من..قدم زدنامون...یه چیزی ته وجودم میگفت کاشکی برگرده،کاشکی از یه راهی برش گردونی...

داشتم فکر میکردم به جز علاقه عمیق قلبیم،چه خلاهایی از من رو پر می کرد که اینقدر بی تابانه دنبالش میگردم؟!


بعد پلی شد:از تو دگر نمی شود دل کند،فانوس راه عشق من بودی..تو جاده را به من نشان دادی برگرد بگو عاشق من بودی..بازم میان خلوت خانه افتاده ام چنین تک و تنها..عشقت مرا به ناکجا برده نقطه به نقطه سو به سو هر جا

یک ادم شکسته از من ساختی عاشق کش بی رحم تو با من چه کردی...بغضم گلویم را گرفته..از زمان و از زمان سیرم تو با من چه کردی...


و اشک ریخت...😭 

می دانی که چقدر میخواهمت حتی اگر بد شوی میخواهمت..


بعد فکر کردم کاش به روش نمی اوردم و الان داشتمش...مطمئنم با اون دنیا بهتر بود..حتی همون روزایی که از کاراش خبر دار شدم..از دردام خبر دار شد..گفت اینقدر با دردات زندگی نکن..بریزشون دور..تا کی میخوای اینطوری زندگی کنی..من بهت قول میدم وقتی اومدی تو زندگیمون نمی ذارم یه روزم ناراحت باشی..گفت این حالت نتیجه انرژیای منفی هس که تو خونه و اطرافت بهت میدن..فقط قبلش تو برای موندنم کاری کن...

و من رفتنشو نگاه کردم...


+برای بار سوم داره پلی میشه از تو دگر نمی شود دل کند...و اشک و اشک...الان کجاس؟!حتما بی من خوشه👌🏻

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

عزیزم

مثل همون زمانی که مامانم منو میبرد مهد کودک و پشت سرش گریه میکردم همینقدر این متن غم داشت برام

نه میگذره نه اسونه

همین که خنثی شدی در برابر رفتار و رابطه خانوادت خیلی عالیه

من تا حالا بقیه زندگیت رو نخوندم فقط همین

درمورد فردی هم که دوستش داری نمیدونم اصلا

اما چه خوب بود چه بد بود کاش بود 

همه به یه همراه نیاز داریم برای روز های سختمون 

کاش و اما هم نتیجه ای نداره

اما دل ما نمیفهمه

عزیزم مثل همون زمانی که مامانم منو میبرد مهد کودک و پشت سرش گریه میکردم همینقدر این متن غم داشت برا ...

اخه با کلی اشک نوشتمش..یه دخترک تنها همیشه تو روزای سختم ته وجودم انگار گریه می کنه..مثل اون زمانا که پاهامو جمع میکردم تو شکمم گریه میکردم به خاطر بحثای والدینم از سر و صداشون...حالام با همون حال زار نوشتم


اگه قصه منو خوندی برام کامنت بذار...

اگه حتی یه راه بود برا برگردوندنش برش می گردوندم...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کاش من اولویت بودم براش..و کاش می موند..

داشتم فکر می کردم قلب چقدر چیزعجیبیه...

بابا با مامان خوشحال نیست..همیشه اون زن تو خیالش بود...

تو معیار خوشبختی و قیاسش...

اگه من با مجید می موندم اینطوری باهام رفتار می کزد ینی؟!

قبل از اینکه اون داستاناشو بفهمم هیچ وقت حس نکردم مقایسه می کنه یا رفتار بدی داره...حین اون جار و جنجال چرا سه باری این رفتارو کرد...


هووووف

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

اخه با کلی اشک نوشتمش..یه دخترک تنها همیشه تو روزای سختم ته وجودم انگار گریه می کنه..مثل اون زمانا ک ...

تاپیک اول رو خوندم 

خیلی ناراحت شدم و بهت افتخار کردم که عاقل و صبوری

یه واقعیت خیلی عجیبی که امشب بهم خودشو نشون داد این بود...

۲۶ سالگی که فکر می کردم خیلی توش شادم داره زووود می گذره..

دقیقا پنج ماه دیگه من وارد 27 سالگی می شم...عشقی که میخواستمو ندارم..خونه رویاهامون نیست...شغل و دستاوردی هم نداشتم...درسمم که قوی بود ادامه ندادم واگرنه الان دکترا داشتم..زیبایی ظاهرمم ک از دست دادم...

😐😐😐😐


یه چیزی تو سرم گفت بسهههه داشته هاتو بشمارررر.....

بهش گفتم باید تمام تلاشتو بکنی برا بدست اوردن همه اون چیزایی که میخوای...از فردا تلاشمو می کنم برای اینکه پنج ماه بعد حسم از عملکردم مثبت باشه...


از اردیبهشت تا الان خیلی زود گذشت..باقیشم میگذره زوود...پنج ماااه وقت دارم...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

یادش بخیر چقدر دم دمای تولد پارسالم به مجیدمیگفتم تو بهترین هدیه ای بودی که دنیا میتونست برای تولد 26 سالگیم بهم بده....


قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

تاپیک اول رو خوندم  خیلی ناراحت شدم و بهت افتخار کردم که عاقل و صبوری

مرسی عزیزم

بخون و راهنماییم کن 

ولی من خودمو صبور و عاقل نمی دونما🙁

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

اسی من داستانتو خوندم بابا توکه اخرش میری سمتش .

فقط منتظر یک فرصتی.

پس سخت نگیر .خدارو چه دیدی شاید اصلا خودش بهت پیام بزنه

بیخیال عشق بچگی .وقتی یک طرفه اس یعنی باید خودمو تغییر بدم
اسی من داستانتو خوندم بابا توکه اخرش میری سمتش . فقط منتظر یک فرصتی. پس سخت نگیر .خدارو چه دیدی شا ...


من معلوم نیست برم سمتش یا نه 

در واقع تلاش بر اینه که تمام راه ها رو برای نرفتن سمتش انجام بدم...اگرم برم نمیدونم چه بگم یا چی میشه

امیدواارم خودش پیااام بده خدا ازت بشنوه

خب نظرت راجع به داستان زندگیم چی بود؟!

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

سلام عزیزم خواستم بگم من دیشب بعد از خوندن سوالت از یکی از کاربرا که پیشگویی میکنه اومدم تو تاپیکات داستان زندگیت رو یکسره تا صبح میخوندم که دیگه تا الان تموم شد. من تجربه ی جدایی داشتم، با برداشتی که کردم شخصیت طرف مقابل شما خیلی اخلاقای مشابه نامزد من داره. مغرور، خودخواه، ماهر توی ابراز علاقه،.... و بسختی هم میشه فراموش کرد این افراد رو. بقول مشاورم این اشخاص رفتارای خاطره ساز زیاد دارن که باعث شخص مقابل بعد از جدایی ازشون پشیمون بشه. 

بنظر من الان که بهم خورد ارتباطتون شما دیگه پیامی نده اگر عاشقانه دوسش داری هنوز ذکر یا ودود بگو 1001 مرتبه مرتب. و ببین که با گذشت مدتی اون برمیگرده چون همین الانم فرصتی هست که هم دلتنگ بشه هم قدر تورو بیشتر بدونه و بفهمه و از روابط پوچ خودشو فاصله بده. همین که بلاکش نمیکنی یه راهه که بفهمه هنوز دوسش داری و کافیه. چون تو تلاشات رو کردی تو مدتی که بوده. 

سلام...

من این جا اصلا داستانا رو نمیخونم..چون هشتاد درصدشون دارن مادو سرکار میزارن..

اما داستان شما رو همه ی تاپیک هارو دیشب تا خود صبح نشستم خوندم...

ی جاهاییش از ته قلبم بغض کردم...

دلم گرفت...

یجا دیدم نوشته بودید از اینکه اشتباها رو بگیم خوشحال میشید، اجازه هست؟

حالا که مُد شده ...!!کاربر سال 92 هستم..   
سلام... من این جا اصلا داستانا رو نمیخونم..چون هشتاد درصدشون دارن مادو سرکار میزارن.. اما داستان ش ...

بله البته 

لطف میکنی 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بله البته  لطف میکنی  ♥

خواهش میکنم

ما از دور بخایم حرف بزنیم قطعا میشه قضاوت شما اما ...

اول اینکه اون گذشته پدرتون رو نباید به نامزدتون میگفتین... چ لزومی داشت شخصیت پدرتون رو زیر سوال ببرید پیش ایشون

دوم و مهمتر از همه بنظر من اصلا نباید به اون فرد محسن پیام میدید یا اصلا حرف میزدید مردها ب این نکات خیلی حساسن...

سوم اینکه حتما باید تقاضای تعویض سیمکارت میکردین همون اول، هر دو نفر باید خطشون رو عوض کنن موقع ازدواج بنظر من..

چهارم اینکه پیش مادر و داداشتون نباید گوشیش رو تجسس میکردین...

اینا رو نگفتم که بشینین غصه بخورینا بیشتر!!

اینا همش تجربه هست

الانم اگ از طرف ایشون سیگنالی دریافت نشده بنظرم ب خودتون رحم کنین و کم کم فراموشش کنین...

بازم موردی بود از اینکه از نظر بنده اشتباه بوده میگم اگر باعث ناراحتی نمیشم

من با داستان شما زندگی کردم خیلی زیبا بود خیلی ممنونم ک ما رو شریک کردید

حالا که مُد شده ...!!کاربر سال 92 هستم..   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  11 ساعت پیش
توسط   دختر_نوجوان  |  6 ساعت پیش