2777
2789
عنوان

روزای تار...

| مشاهده متن کامل بحث + 409 بازدید | 51 پست
مگه میتونین با ارتباطات عادی کنار بیاین؟ مورد دوم راهش قطعا از طرف شما نباید باشع..

اره ارتباط دوستانه و معمول مهم نیست..در حد مطلبی باشه..خبری باشه...نمی دونم واقعا 


مورد دوم که می گین، از طرف من نیست..ولی من باید یه جوری حرف بزنم و رفتار کنم که درست بشه...

من با توجه به وضعیت اشفته ای که در خودم دارم میبینم،باید حتما تکلیفم این افکارو با خودم مشخص کنم واگرنه دیوانه خواهم شد به زودی!

دیگه اگه یه شانس دارم تصمیم بگیرم امتحان کنم یا برا همیشه بذارم کنار و اگه امتحان کردم عواقبشو بپذیرم

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام عزیزم خواستم بگم من دیشب بعد از خوندن سوالت از یکی از کاربرا که پیشگویی میکنه اومدم تو تاپیکات ...

اینکه این افراد رو نمیشه فراموش کرد به راحتی،یه طرف...

اینکه من ارتباطات طولانی رو به خاطر مهرطلبیم و وابسته بودنم هیچ وقت واردشون نشدم هم یک طرف...

من یکبار تو نوجونیم همینقدر درمانده شده بودم،افسرده شدم و خیلی روزای سختی رو گذروندم..خیلی از روزای زندگیم رو ازدست دادم...حالا با ضربه ایکه خوردم با شدت ده برابری دارم همون حال رو تجربه می کنم..مثل جون کندنه برام...نمی دونم چیکار بکنم با این حال...گاهی از شدت فشاری که به روحم میاد استخونام درد می گیرن...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بنظر من الان که بهم خورد ارتباطتون شما دیگه پیامی نده اگر عاشقانه دوسش داری هنوز ذکر یا ودود بگو 100 ...

من عمیقا دوستش دارم..هر قدر با خودم بدی هاشو جرور می کنم شاید ازش بدم بیاد یا حسم بهش بد باشه نهایتش می تونم یک ساعت بی تفاوت باشم نسبت بهش و نه حتی متنفر....

اونقدر این دوست داشتن عمیقه که نگران می شم برای اینده...

اون دورش شلوغه همیشه با دوست دختراش..یاد منم ممکنه نیوفته..برای خودشم دلیل داشته که این ارتباط ادامه پیدا نکنه..مگه واقعا یه اتفاقی بیوفته که بخواد برگرده سمت من..از اون ذکر نتیجه گرفتی خودت؟!


بعضی از بچه ها قصه امو خوندن فکر می کنن من از بیخواستگاری،گیر دادم به مجید..اما من دارم همه خواستگارامو رد می کنم چون واقعا نه میتونم کسیو کنارم تصور کنم ونه توانی مونده دیگه برای اینجور مراسمات برام...از درون و ظاهر همه چیزم درهمه...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

اینکه این افراد رو نمیشه فراموش کرد به راحتی،یه طرف... اینکه من ارتباطات طولانی رو به خاطر مهرطلبیم ...

منم مثل شما، و متاسفانه خیلی جاها خودمو جای شما گذاشتم میدیدم عکس العمل منم تو شرایط شما همین بوده قطعا، متولد بهمن ماهم هستیم هردومون. میفهمم حالتو منم بعد از جدا شدن از اونی که دوسش داشتم تا مدتها میلرزیدم از شدت زجر دلتنگی، توی حموم و جلوی اینه و موقع خواب کارم شده بود گریه. خیلی طولانیه ماجرای منم مثل شما خییییلی از لحظه های احساسی که میگفتی دقیقا مشابه احساس بین ما بود. دلم نمیاد بگم بیخیالش شو چون هیچوقت کسی جای اون عشق رو برات نمیگیره و هرچقدرم به بدیهاش فکر کنی ولی زور یاداوری محبتشون خیلی بیشتره. ولی عزیزم چون با تمام وجود ماجرای مشابه شمارو تجربه کردم بهت میگم که ازدواج با این شخص خیلی خیلی ازار دهنده میشد برات بعد بر خلاف تصور رمانتیکی که تو ذهنت از زندگی ایندتون ساختی. 

من عمیقا دوستش دارم..هر قدر با خودم بدی هاشو جرور می کنم شاید ازش بدم بیاد یا حسم بهش بد باشه نهایتش ...

توی زندگی بعد از ازدواجم اره تاثیر گذاره ذکر معروفیه ولی دوستی رو نمیدونم، بخودت زمان بده اتفاقا منم خیلی زیاد خواستگار داشتم، اینکه ادم عاااااااشقانه یک نفر رو بخواد و هیچکس دیگه براش قابل قیاسم با اون فرد نباشه هیچ ربطی به خواستگار داشتن و نداشتن نداره. اتفاقا تو دختری هستی که بسختی دل میدی و اگر دادی خیلی خیلی عاشقانه بوده حست. 

اگر نمیخوای حسرت این عشق تو دلت بمونه تلاش اخرتم کن ولی خواهرانه بهت میگم اگر اخرش متوجه شدی که بازم هرز پرید یا فاصله گرفت یا بهونه اورد یا هرچیزی بیش از حد خودت رو عذاب نده یوقتایی خدا یه چیزی رو با یسری مسائل از زندگی تو بیرون میبره که ازش درس بگیری و عاقل تر بشی و اگر تو اینو قبول نکنی بعدا ممکنه با شکست بدتری تجربه کنی تا بالاخره درسی که باید رو ازون قضیه بگیری. همیشه اونی که عشقش خیییییییلی جذابه احساسش برامون جذابه، بوی تنش، نگاهش تک به تک حرکات و ابراز احساساتش اما اون شخص ادم خوبی برای جفت زندگی ما نباشه. اینارو روزی میفهمی که باهاش بری زیر یه سقف 

بله اقا هستم متولد 70 هستم و 30 سالمه...  جسارت منو ببخشید اگر نباید پیام میدادم.. خاهرم من ه ...

من بارها بدیهاشو مرور کردم نهایتا یک ساعت نسبت بهش بیتفاوت شدم..حتی متنفرم نه..بی تفاوت...و باز روز از نو...

قرصی قوی مصرف می کنم که فکر نکنم و بازم فکر میاد تو سرم...چاره غرق کردن خودم در مشغولیاته ک به مرور غرق بشم تو روال زندگی...از ازدواج متنفر شدم و تمام خواستگارامو رد میکنم و خیلی حال عحیبی رو تجربه میکنم که علتشو نمیفهمم 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

منم مثل شما، و متاسفانه خیلی جاها خودمو جای شما گذاشتم میدیدم عکس العمل منم تو شرایط شما همین بوده ق ...

پاسخ تمام مشکلات من همین بود:

(دلم نمیاد بگم بیخیالش شو چون هیچوقت کسی جای اون عشق رو برات نمیگیره و هرچقدرم به بدیهاش فکر کنی ولی زور یاداوری محبتشون خیلی بیشتره.)


تفکر خودم هم همینه که باعث اینقدر بی قراری و دلتنگی و تمایل به برگردوندنش هست...

من میدونستم بخوایم با هم ازدواج کنیم خیلی وقتا باید نبینم و نشنوم،حساس نشم و گاهی ممکنه بداخلاق بشه و....

اما درد من دقیقا همونه که گفتی..میترسم هیچ کس جاشو نگیره..


قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

توی زندگی بعد از ازدواجم اره تاثیر گذاره ذکر معروفیه ولی دوستی رو نمیدونم، بخودت زمان بده اتفاقا منم ...


چطوری تونستی بعد از اون تجربه ازدواج کنی؟!(حریم خصوصی شماست و میتونی جواب ندی...)


در اینباره هم خیلی درست متوجه شدی:

( اتفاقا تو دختری هستی که بسختی دل میدی و اگر دادی خیلی خیلی عاشقانه بوده حست.   )


اخرین باری که قبل از مجید از یکی خوشم اومد سال ۹۷ بود..فکر کن هر هفته چهار تا خواستگار رو حداقل داشتم ولی اکثریت به دلیل به دل ننشستن منتفی میشدن،اون فرد کم کم بدی هاش به چشمم اومد اما بازم خواستگارام به دلم نمینشستن،تا سال ۹۹ و اینماجرا..

و کم کم هی بیشتر جلو رفتم باهاش بعد دو سه ماه حسم نمودش مشخص شد و بیشتر و بیشتر شد...


الان واقعا از اسم ازدواج و خواستگار بدم میاد...اینه که می گم کسی نمیاد به جاش


قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

پاسخ تمام مشکلات من همین بود: (دلم نمیاد بگم بیخیالش شو چون هیچوقت کسی جای اون عشق رو برات نمیگیره ...

عزیزم... ولی بعید میدونم بتونی در مقابل شک بتونی آدم صبور و بیخیالی باشی. کاش میشد حداقل کسی واسطه میشد این وسط یه ادم مطمئن که حسرت این عشق نمونه. من پیش رفتم رسیدم و توی عقد طلاق گرفتم هنوزم وقتی فکر میکنم و به عقب اگر برگردم تا اون مرحله پیش میرمو برمیگردم چون اگه نرسی یه حسرت دردناک تری تو دل ادم میمونه. و قانع نمیشی که این شخص دوس داشتنی و منحصر بفرد برای تو هست ولی خوشبختی و ارامش تو با این شخص تو زندگی برقرار نیست... 

اگر نمیخوای حسرت این عشق تو دلت بمونه تلاش اخرتم کن ولی خواهرانه بهت میگم اگر اخرش متوجه شدی که بازم ...

با خودم دارم به همه چیز فکر می کنم که بدونم کاری کنم یا نه..یه خلوته با خودم..تا چند روز اینده نتیجشو میگیرم...


فقط نمی دونم اگه میخواستم اقدام کنم از چه راهی وارد بشم و چی بگم و چی نگم که کاررو خرابتر نکنه...

کلی گلایه تو دلمه از بی انصافیاش که اگر بخوام بگم مسلما دورتر میشه...؟!

پس باید فکر شده عمل کنم

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

عزیزم... ولی بعید میدونم بتونی در مقابل شک بتونی آدم صبور و بیخیالی باشی. کاش میشد حداقل کسی واسطه م ...


در مقابل شک،یکبار تو اسفندماه..دو سه هفته تو فروردین..توجیهاتش برای استفاده نکردن از بلوتوث ماشین،توجیهاتش برای تلفن جواب ندادناش خونمون،رو هواپیما بودن گوشیش همه وقتایی ک گوشیشو میداد دستم،اون زمان که بهش گفتم اگه مزاحم داری خودت حلش کن و...همه اینا رو دیدم تا دیگه نتونستم سکوت کنم و خسته شدم...


ولی اگه یه روزی انتخاب دائمی من باشه قطعا باید اینطور باشم..اینو مطمینم..بی خیال بی خیال...چون قطعا پر از اسیب خواهم شد و زندگی زهر میشه..

اصلا برای مجید علت جدایی ما همین بود...میترسم از بی اعتمادیت و رفتارت و شکت...و من نمیدونم دقیقا میخوام چطوری بهش اطمینان بدم که مثلا دیگه قرار نیست اتفاق بیوفته...

ببین خیلی سخته چنین اطمینانی بخوای بدی به کسی..اونم مجید مغرور و لج باز..که همیشه دخترا نازشو کشیدن و یکم برای من تلاش کرده بود همش غصه خودشو مبخورد ک تلاش کرده و تهش کنار نیومدم با مشکلش!

راجع به واسطه؛هیچکس نیست...و من میدونم که اون ادمیه که خوشایندش نیست کسی وارد مسائل خصوصیمون بشه...و اگرم کسی بتونه نظرشو تغییر بده اون خودمم اونم به سختی و با هزار تا ریسک و حرف و حتما هم در قالب قرار حضوری که عمرا راضی بشه بیاد😁


من حتی از بابت ابروی خانواده هم میترسم بخوام کاریکنم...اخه بابام اگرم بیاد اصرارش کنه مجید باید به سختی رضایت بده به ازدواج مثلاااااا

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

در مقابل شک،یکبار تو اسفندماه..دو سه هفته تو فروردین..توجیهاتش برای استفاده نکردن از بلوتوث ماشین،تو ...

از صمیم قلب دعا میکنم که دلت رو ارامش خیلی خوب بده خداوند، انشاالله که برگرده و دوباره مثل اول نامزدی بدون هیچ ذهنیتی عاشق بمونید. منتظرم اگر خبری شد به ما هم بگی چون لحظه لحظه ی این چند ماهتو باهات مرور کردم دوس دارم اخر خوش این داستانو بفهمم ان شاالله❤️

از صمیم قلب دعا میکنم که دلت رو ارامش خیلی خوب بده خداوند، انشاالله که برگرده و دوباره مثل اول نامزد ...

میسپرمش به خدا خودش بچینه برام...♥

مرسی از ارزوهای خوبت عزیزم

باید خودش بخواد که برگرده...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز