2777
2789
عنوان

حس گناه عمیق

| مشاهده متن کامل بحث + 1313 بازدید | 141 پست
حالا ک اون منو کنار زده یعنی نخواسته... البته همیشه هم راحت در حضور اون دوست دخترشو چه در غیابش بهش ...

ببین اگر واقعا میخوای برگرده و خودت واسه هر چیزی اماده کردی  سعی من یک جایی بری ک میدونی ممکنه اونجا تورو ببینه .

باید یک کاری کنی .من اگر بودم مستقیم بهش حرف دلمو میزدم  البته ب شرایط خودم میگم تو شاید بگی نه من نمیخوام مستقیم حرفامو بهش بگم.

درست فکر کن مطمعنم یک راه خوب پیدا میکنی

مهتاب جان اگر واقعا دوسش داری و دوستت داره خودت یک راهی پیدا کن ک ارتباط اولیه برقرار باشه . یا مست ...

دوست داشتن هم من با وجود این ماجراها دوستش دارم و هم اون میگفت دارم.. هر چند نمی دونم واقعا دیگه راست میگفت یا نه... 

تا الان که حدود دو ماه داره میگذره هر روز با اشک و فکر گذشته، نمی دونم واقعا از این به بعد میتونم خودمو قانع کنم و برگردم به زندگی یا نه.. خواستگارامو هنه رو رد می کنم چون نمیتونم کسی دیگه رو تصور کنم کنارم... نمی دونم عادت میکنم به این دوری یا ممکنه همیشه حسرتش بمونه باهام... واقعا نمیدونم... 

از طرفی چون اشنا هستن هر کاری بخوام بکنم باید به فکر ابروی خانوادم هم باشم و این کارو سخت می کنه و همینطور دوست ندارم حرکت نابجا یا غیر عاقلانه ای ازم سر بزنه و یه وقت بدتر بشه همه چیز... 

چند وقت پیش دیدمش اتفاقی بیرون..نمی دونم اون منو دید یا نه..اما فقط همون یکبار بود..نمی شه ی جای ثابت پیداش کرد ک برم سمتش



اون به ارتباطش با اون خانم ادامه داره میده همین الانم فکر می کنم..

غیر از قرار گذاشتن و صحبت مستقیم باهاش هیچ راهی دیگ به ذهنم نمی رسه...🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیگه شده بود نوش دارو بعد از مرگ سهراب . ب جای این همه ماجراجویی میتونس خیلی جدی باهاش حرف میزد مهل ...


ولي با اين احساساتي ك استارتر داره 

اگه دوباره برن باهم و اون اقا هنوز مشكل داشته باشه بعيد ميدونم بازم بتونن حلش كنن

فقط ي ضربه محكم تر ميخوره و برميگرده!

اگه قرار باشه برگرده ب سمتش بنظرم ك مستقيم نباشه تا استارتر هر وقت ناراحتي براش پيش اومد حس نكنه غرورش شكسته ك رفته دوباره سراغش.. و اينكه بايد بدونه دقيقا چي ميخاد يا حداقل بدونه چي نميخاد و بتونه تصميم درست بگيره 

نه انقدر احساسي

دیگه شده بود نوش دارو بعد از مرگ سهراب . ب جای این همه ماجراجویی میتونس خیلی جدی باهاش حرف میزد مهل ...

به نظرم تو دیدت درسته...ی جورایی از منظر نامزدم نگاه کردی به قضیه انگار...چون اونم دقیقا اون زمان میگفت الان دیگه بهم جواب دادی ک دیرع؟!

پس انگار تو داری از دید اون میبینی همه چیزو،خب حالا با این دیدی ک داری ببین کلا من برم سمتش ایا قبول می کنه؟!

چی باید بگم ک بپذیره؟!

اصلا درستش چیه؟!

حس میکنم دیدت مثل اونه ب قضیه

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ولي با اين احساساتي ك استارتر داره  اگه دوباره برن باهم و اون اقا هنوز مشكل داشته باشه بعيد مي ...

من اگه برگردم دیگه کلا تجسس و کنترل گری و شک و اینها نباید بکنم هیچ وقت...کلا نباید فکر این چیزارم بکنم...اینو با خودم طی کردم...

اون زمانم مشاوره بهم گفت الان قبل از ازدواجه و تو حق بررسی داری اما بعد از ازدولج ب هیچ وجه حق نداری شک کنی یا گوشیشو چک کنی و...

و درادامه وقتی یه جلسه باهاش حرف زده بود مشاوره،به من گفت ک خانم شما خیلی بد جستجو کردی باید با مهربونی و بدون بحث و ارام ازش توضیح میخواستی الان کاری کردی ک اون جبهه گرفته نسبت به قضیه و این اقا شوهرت نیست ک اینطور رفتار کردی نامزدته..


و بعدشم که دیگه نامزدم ترسیده بود از عدم اعتماد من تو زندگیو از تکرار دوباره این ماجراها و...

الانم واقعا نمیدونم راه برگشت چیه و حتی بخوام برگردم چطوری صحبت کنم و چ کار کنم ک اون بتونه بپذیره دیگه شک در کار نیست...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

من اگه برگردم دیگه کلا تجسس و کنترل گری و شک و اینها نباید بکنم هیچ وقت...کلا نباید فکر این چیزارم ب ...

من هنوزم معتقدم تقصير خودش بود

اون اقا وقتي شما قرار عقد گذاشتيد خيلي راحت ب شما و پدرت گفت مهلت بدين من ي چيزي رو درست كنم بعدش ..

شما بدون اينكه تجسس كنيد گفتيد باشه

اما اون چكار كرد؟

همينجوري بچه بازي ادامه داد با اون زن ..

تا روزي ك حتي شما قرار عقد داشتيد و قبض قنادي رو توي داشبورد ديده

تا اينجا ك تو نه تجسسي كرده نه ب خانوادت گفتي..

پس خودتو گول نزن

تا اون زمان ك ديگه عيد بود يعني سه ماه فرصت داشت

حالا بگيم از بهمن مطمئن شديد همو ميخايد 

دو ماه وقت داشت اما نكرد!

بعدشم باز فرصت داديو نكرد

در حق خودت بي انصافي ميكني

من هنوزم معتقدم تقصير خودش بود اون اقا وقتي شما قرار عقد گذاشتيد خيلي راحت ب شما و پدرت گفت مهلت بد ...

حرفای شما هم درسته 

😔

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

حرفای شما هم درسته  😔

عزیزم من نمیدونم دقیقا باید چکار کنی فقط سعی کردم اگاه ترت کنم .

اگر میتونی با دوریش کنار بیای ک هیچ اگر نه پس یک حرکتی بزن .

من فقط میگم اگر میخوای باهاش باشی پس نذار ب دوریت عادت کنه 

مطمعنی با اون خانومه هنوز هست یا حدس خودته ؟

عزیزم من نمیدونم دقیقا باید چکار کنی فقط سعی کردم اگاه ترت کنم . اگر میتونی با دوریش کنار بیای ک هی ...


حدس خودمه...اخه اون روزا هم ک دیگ ما به سمت بهم زدن رفتیم دوستش یه اشاره ای داد ک دوباره انگار با اون خانم در ارتباطه

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

درست میگی باید روی خودش کار کنه



من اگه برگردم دیگه کلا تجسس و کنترل گری و شک و اینها نباید بکنم هیچ وقت...کلا نباید فکر این چیزارم بکنم...اینو با خودم طی کردم...

اون زمانم مشاوره بهم گفت الان قبل از ازدواجه و تو حق بررسی داری اما بعد از ازدولج ب هیچ وجه حق نداری شک کنی یا گوشیشو چک کنی و...

و درادامه وقتی یه جلسه باهاش حرف زده بود مشاوره،به من گفت ک خانم شما خیلی بد جستجو کردی باید با مهربونی و بدون بحث و ارام ازش توضیح میخواستی الان کاری کردی ک اون جبهه گرفته نسبت به قضیه و این اقا شوهرت نیست ک اینطور رفتار کردی نامزدته..


و بعدشم که دیگه نامزدم ترسیده بود از عدم اعتماد من تو زندگیو از تکرار دوباره این ماجراها و...

الانم واقعا نمیدونم راه برگشت چیه و حتی بخوام برگردم چطوری صحبت کنم و چ کار کنم ک اون بتونه بپذیره دیگه شک در کار نیست...



روی چی کارکنم روی چ رفتارها و ویژگی هایی؟

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

عزیزم من نمیدونم دقیقا باید چکار کنی فقط سعی کردم اگاه ترت کنم . اگر میتونی با دوریش کنار بیای ک هی ...

والا حرفت درسته اگه دوری طولانی بشه بدتر میشه 

اما خب راه مستقیم رو تنها بلدم برا حرف زدن که میترسم از امتحانش

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

والا حرفت درسته اگه دوری طولانی بشه بدتر میشه  اما خب راه مستقیم رو تنها بلدم برا حرف زدن که م ...

نه نگران نباش .یکم جسارت داشته باش .

بابا من عشقم یکطرفه فامیلی بود رفتم ب طرف حرف دلمو زدم درسته اون دلش جایی گیر بود و رد کرد ولی خیالم راحت بود ک تیر اخرمم پرت کردم 

تازه بعد مدتی خودش اومد سمتم ک من دیگه ب خاطر بعصی چیزا ازش سرد شده بودم .

بگذریم در کل میخوام بگم شماها ک کلی خاطره داشتید و .... نباید از چیزی بترسی  

برو حرف دلتو بهش بزن یا میگه دیگه نمیخوام یا میگه بیا مجدد باهم همه چیو درست کنیم.


قرار هم نیس منتشو بکشی و خودت ضعیف و کوچیک مشون بدی .

مثلا من ب طرفم گفتم فلانی من بهت حس خوبی دارم 

اونم برام بهونه اورد ک نه نمیشه و... منم گفتم اکی و دیگه کش ندادم 

تو هم برو بهش پیام بده مجید من یک جاهایی سخت گرفتم اگر تو اشتباه کردی منم اشتباهاتی داشتم و الان ک یک مدت ازت دور بودم متوجه کارای اشتباهم.شدم 

اگر هنوز فکر میکنی میتونیم باهم باشیم و از اول شروع کنیم این فرصت ب هردومون بده.

من با تو روزای خیلی خوبی داشتمو ایا احساس خوب فقط از تو میگرفتموو.....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  4 ساعت پیش
توسط   aypari  |  5 ساعت پیش