مهتاب جان اگر واقعا دوسش داری و دوستت داره خودت یک راهی پیدا کن ک ارتباط اولیه برقرار باشه .
یا مستقیم یا از طریق واسطه .
اصلا یکم فکر کن ببین میتونی بدون اون طاقت بیاری ؟شاید واقعا تونستی .
ممکنه چند وقت دیگه خبر عروسیشو بشنوی میتونی تحمل کنی ؟
هیچ کس جز خودت نمیتونه بهت کمک کنه .
الان جفتتون اروم شدید عاقلانه تر میتونید تصمیم بگیرید .
میتونی کاری کنی مثلا خیلی تصادفی یک جایی تورو ببینه شاید خودش اونطوری جهت کنجکاوی هم شده بیاد سمتت
.ببین من شوهرمو خیییلی دوستش دارم اگر روزی یکی بهم.بگه با یکی دیگس همون لحظه همه چیو ول نمیکنم برم چون از دوریش دق میکنم با اینکه خطا کرده
من صبر میکنم وقتی ببینم نه داره ب کاراش ادامه میده کم کم روی خودم کار میکنم ک قوی بشم وقتی اون وابستگی رو از بین بردم خیییلی راحت میرم طلاق میگیرم .
بازم گلم فکراتو خوب کن .
همه اینایی ک نظر میدن حتی خود من سر خونه زندگیمون هستیم من دانشجوی دندونم و سرم ب کارم و زندگیم گرمه .
پس هیچ کس نمیتونه رنجی ک میکشی رو درک کنه .هر کس یک نظری میده و میره.
یا کلا دیگه بهش فکر نکن و قوی باش و یک شغل خوب برای خودت پیدا کن یا درستو ادامه بده .یا یک طوری اون محدد سمت خودت جذبش کن