2777
2789
عنوان

کمک

| مشاهده متن کامل بحث + 321 بازدید | 81 پست
رفتم ایت الکرسی صوتی گزاشتم یکم اروم شدم  ممنون اگه بیداری یکم حرف میزنی باهام

اره 

به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اخی    عزیزم   افسرده نیستی   

  سفارشات حنای شمارپذریفته میشود🌷🌷🌷    توصیف زندگی من 🙄کاربر خانوم   ۲۳ سالمہ ،این بگم ب عشقـ  ایمان ندارم   دلم یه همدم میخاست  ک همدمم مرد نبود ـاز همسرم متنفرم چون لیاقت منو نداشت ، اینو من نمیگم  و از خودم تعریف نمیکنم      این حرف های دیگرونہ چون از همسرم لطمہ خوردم  هم چیزم تباه شد ـ،،،  دیگه خونه پدرم ا رو نتخاب کردم  برای همیشہ    رو مهر طلاق ب شناسنامه ام بخوره دیگ  بریدم ـ باورم نمیشد کارم ب طلاق برسه هنوز  کار های   دادگاهیم انجام میدم طلاق نگرفتم    ،ولی کسی ازسرنوشت  خبر دار نیس  یہ  دختر ناز دارم  ک شب روزم با  دخترمہ  عاشق دخترمم و میبوسم  روے  دخترم را  یه موضو ع منو نارحت میکنه  همه میگن ببی فیس   چون   میگن بهت نمیخوره دخترت باشه 😬😐    چ خوبه   دخترم بزرگ بشه با هم درد دل کنیم  بعد مشکلات زندگیم عصبی شدم   ب شدت  خانوم مهربونی بودم  هنوزم هستم ولی فکر گذشته میاد سراغم روح روانم  داغون میشه   دلم میخاد بمیرم  این دعاے همیشگی منه    این متن هارو براے این نوشتم چون دیگردون میگن  بزاررامضات تا بشناسیمت منم احترام گزاشتم بهتون     این بگم  از رل و دوست پسررمتنفرم   ـ لطفا برای ارامشم  صلوات بفرس  ممنونم رفیقــ ❤ــــــــــــبعد شش ماه دوستان  اشتی کردم  انگار شوهرم منو دزدید  من راصی ب برگشت نبودم همین خستم زندگیم هنوز پاشیدس  حالم بد میشه   اون عنوان اولی از چند ماه پیشه ک خ نه بابا بودم ولی فعلا  تو یه اتاق سه در چهار  زندگی میکنم با شوهر   ک کلی منو دق میده دخترم گاهی از ترس چشمای خوشکلشو با دستاش میبنده  ک صحنه  دعوای مارو نبینه  شوهرم سگه تازه   سگ  بیابون شرف داره خدا نگه دار یه صل
از کی شروع شد؟ قبل اینا چیزی دیدی؟یا مثلا وسیله ای چیزی؟

از امروز بعد از ظهر

هندزفری گزاشته بودم ولی اهنگ پلی نبود  بعد یه صدایی مثل موتور هواپیما تو گوشم پیچید دویدم بیرون گفتم شاید هواپیماست ولی هیچی نبود صدا قطع شد

منم الان که اومدم اینجا صدای خزیدن شنیدم انگار روی سنگ ریزه سینه سمت راستمم تیر میکشه

وای ببخشید به قران قصدم ترسوندن یا سرگرمی نیست 

خیلی ترسیدم گفتم بیام اینجا احساس تنهایی نکنم

از کی شروع شد؟ قبل اینا چیزی دیدی؟یا مثلا وسیله ای چیزی؟

قبلا به این صورت نه 

ولی کلا نمیدونم چرا میترسم مثلا میام تو اتاقم کمد و پرده و اینا رو مخصوصا شبا چک میکنم

میتونه از گوشت باشه یا اعصابت یا هر چیز درونی یا بیرونی فرقی نداره فقط ترس تو مهمه که باید بهش غلبه کنی سعی کن آیت الکرسی رو همیشه حفظ کنی با چهار قل و سوره قدر هر شب قبل خواب بخون عادت کن بهشون 

وای ببخشید به قران قصدم ترسوندن یا سرگرمی نیست  خیلی ترسیدم گفتم بیام اینجا احساس تنهایی نکنم

نه من کلا ادم ترسویی نیستم

منم قبلا همچین حس نا امنی داشتم،ولی دقت کردم هرچقدر بهش فکر کنم پروبال بدم بیشتر میشه

چراغ خوابی چیزی روشن بزار،عود روشن کن

مطمئن شو امنه خونه،چون بعضی از این حسا دروغ نمیگن

درکل زیاد نترس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز