دقیقااا
من واقعااا عامل اصلی بهم خوردن اون رابطه نبودم من تلاشمو کردم ولی ادمای دیگ و شرایط اجازه ندادن
یا عامل اصلی اون اتفاق من نبودم بلکه اطرافیانم بودن ک بهم فشار میوردن فشار ب طور غیر مستقین من فقط نتونستم مقاومت کنم
واقعاا گاهی محدودیت هایی وجود داره ک ماهاا نمیتونیم نادیده بگیریم
ما مسئول تموم اتفاقا نیستیم ولی مسئول حال بدمون چرا
ما میتونیم شرایط تغییر بدیم
مثلا من اون رابطه هرچند تمااام عشق و عمرم بود هرچند مهمترین بخش از زندگیم بود ولی وقتی نشد نزاشتن ک بشه
خب من ک نمیتونم بقیه عمرو با فکر کردن ب اینکه چرا اون اتفاق افتاد یا چیکار میکردم اگ... یا کاش....
بگذرونم پس چیکار میکنم اونو قبول کردم و گذاشتم گذشته بمونه ن اینکه فراموشش کنم نمیشه ک فراموش بشه
ولی من اومدم ی رابطه جدید با ی فرد مناسبتر شروع کردم شاید اندازه اون دوسش نخواهم داشت ولی بهترین درمان همینه
حالمون دست خودمونه میتونیم تغییرش بدیم