ولی پیرو تاپیک قبلم رفتیم درخواست طلاق دادیم بعد مشاوره بعد خدمات قضایی از خدمات قضایی که اومدیم بیرون گیر داد میرسونمت دیدم یه دستبند دستش ازین چرم طلا دارا تو ماشین خودمو زدم به اون راه یواشکی در آورد قایم کرد معلوم بود کادو دوس دخترش ۲ شب پیش هم یه بنده خدایی به خواهرم پی ام داد فلان کافه میای اسم کافه شوهرم گفت خواهرم گفت اونجا میشناسی طرف گفت آره صاحبش یه دوس دختر فاب داشتو هر شب باهام اونجا بودن و تک پر بودن با اینکه همه اینارو فهمیده بودم ولی باز حالم بده داغونم آخه مگه من عروس ۳ ساله چیم کم بود که هر شبش با یه خیابونی بود مسافرت خارجش با اون بود واسه من نداشت دارم خفه میشم پس خدا کجاست
منم دوساله عقدیم ، دارم طلاق میگیرم برای من خاک بر سر نداشت و مینالید ، آرزو یه لباس درست داشتم ، ...
کثافت مال من نمیدونستم زنشو ماه عسل ببره میگفت تو توقعت زیاد انتظار ترکیه داری اما ۱ سال بعد عروسیمم با دختره رفت تفلیس داشت ها جلو من میزد به نداری کیش بردش شمال ییلاق
الان حالت خوب نیست ولی یه روزی خودت به جواب همه سوالات میرسی ازاون جواب نخواه که حقیقت روبهت نمیگه
حقیقت دختره گفت ۲ ساله باهمن من تو ماشینش دیدم عکاس دختره تو ویلا شوهرم دیدم تو تفلیس دوتاشون تو یه مکان عکسا تو یه زمان ولی جدا جدا دیدم ولی با وقاهت میگفت نه این فلان فلان