شوهرمن یه دخترخاله داره زمانیکه مجرد بوده نزدیک ۱۵سال بقول خودش هرهفته میرفته خونشون تواین ۴سالیکه ازدواج کردیم بعضی وقتام منم میبرد اونم سرزده و بدون دعوت همینجوری خودمون میرفتیم حالا من میگم دیگه نمیام چن باررفتیم اونانیومدن بعدشم من خجالت میکشم بدون دعوت خونه کسی برم حتی فامیل خودم چه برسه به دخترخاله شوهر اینم بگم دخترخالش وشوهرش از پدرمادرمن سنشون بیشتره و بچه هاشونم دنبال کارو بارخودشونن من میرم اونجا خیلی معذبم و بهم خوش نمیگذره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.