2777
2789

والا همشون ریختن شمال که 😐

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چون اگه باز نکنن، کسی شکمشون رو سیر نمی کنه و اجاره مغازه و خونه شون رو تسویه نمی کنه پس مجبورن کار ...

اخه یکی مثه شوهر من ک شعبه یکی از فروشگاه هارو داره مجبوره پول برق بده فقط مشتری ک نداره بشینه خونه ب صرفه تره

نشود فاش کسی آنچه میان من وتووووست...❤

انگار هر چی کرونا بیشتر میشه مردم نترس تر میشن زدن به سیم آخر دیگه قبلا اصلا صدای هواپیما نمی شنیدی خواهر شوهرم تو فرودگاهه میگه انقد پرواز هست که وقت سر خاروندن نداریم

خدایا تو بساز تو بسازی قشنگه.....
انگار هر چی کرونا بیشتر میشه مردم نترس تر میشن زدن به سیم آخر دیگه قبلا اصلا صدای هواپیما نمی شنیدی ...

دیگه خسته شدن مردم ،میگن تهش مرگه دیگه

نشود فاش کسی آنچه میان من وتووووست...❤
انگار هر چی کرونا بیشتر میشه مردم نترس تر میشن زدن به سیم آخر دیگه قبلا اصلا صدای هواپیما نمی شنیدی ...

دیروز جاده چالوس ترافیک بود قیامت.

بعد مامورا میخواستن جاده رو ببندن جلوشو بگیرن.مسافرا ریختن سرشون جاده رو باز کردن.😐دیشب دوسه تا از همسایه های تهرانیمون که ویلاشون‌ این جاست رسیدن

حالا مادرم از سرکار برگرده ببینم از سطح شهر چه خبرایی میاره😖

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

دیروز جاده چالوس ترافیک بود قیامت. بعد مامورا میخواستن جاده رو ببندن جلوشو بگیرن.مسافرا ریختن سرشون ...

خواهر شوهرم میگه انقد پرواز از کویت و عراق و افغانستان میاد مشهد که نگو

خدایا تو بساز تو بسازی قشنگه.....
2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز