دیشب تا صبح ساعت چهار نبودش بعد کلی زنگ پیام حتی ب پدرشوهرم زنگ زدم و پیام دادم ک شوهرم نیومده خونه
بعد ساعت چهار اومده.... اول ک انداختمش از خونه بیرون ساعت شش دوباره اومده بعد از خواب پریدم کلی بدنشو خنج انداختمو اینا قشنگ گردنش شده کبود و قرمز میگم کدوم گوری بودی میگه حالم بد بود فشار فکری داشتم تو ماشین خوابم برده بودتو پارکینگ آپارتمان..من حاملم فکر کردم رفته مشروب خورده ولی قبافش به ادم های مشروب خور نمیخورد.... حس میکنم حرفاش راسته ولی نمیتونم قبول کنم پنج ساعت با شکم حامله داشتم زجر میکشیدم تا چهار صبح ولی اون هر جا بوده اصلا یادش رفته زنش حاملس..