یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چشم که همه میگفتن چشم توی زندگیش خیلی زیاده خیل خیلی زیاد میگفتن چون پدر بزرگه من ۴۰ سال فلج هستش بعد عموم که خونه ی بالا بود همیشه هواسش بود و این اخری مسافرت بردتش همه میگفتن روح اله عموم یعنی چجوری پدر بزرگمو بلند میکنه و همیشه چشمش میزدن
یه دختر شهریوریم مغرور و یه دنده عاشق طبیعتم عاشق معماری و هنر ولی به زور انسانی انشالله همتون خوشبخت بشین دوستون دارم
اخه این اخرا با خانومش خیلی دعوا داشتن عموم برای خدمت به پدرش میرفت خونه مادرش شبا میموند چون پدر بزرگم کرونا داشت یه بار زن عموم گفت پات بشکنه نمیخام بیای دیگه
یه دختر شهریوریم مغرور و یه دنده عاشق طبیعتم عاشق معماری و هنر ولی به زور انسانی انشالله همتون خوشبخت بشین دوستون دارم