شما چجوری توقعاتتونو از خانواده همسر بهشون میگید ؟مثلا من مشکلم اینه فک کن مادرشوهرم توقع داره همیشه خدا من ببرمش دکتر و خرید و خونه فامیلاش ،همش من باید باهاش باشم ی بار نرم یا دیر برم تیکه میندازه و ب رو میاره ،درصورتیکه خووهرشوهرم یا جاریم اصن نمیرنا ی بارم ندیدم برن باهاش دکتر و اینا
یا توقع داره وقتی اون ی چیزی میفرسته خونم من بعدش تشکر کنم اما خودش تشکر نمیکنه اگه من چیزی بفرستم ،تازه ایرادم میگیره
مثلا جاریم میاد بهترین غذاس درست میکنن اما من ک رفتم املت و بادمجون ایناس ،جالبه ک من بهترم و باهام راحته و پررو پررک اذیتمم میکنه ،اما جاریمو ک زبونش تلخه و پرروعه بهشون تیکه میندازه بیشتر احترامشو دارن بهترین غذا ،درست میکنن ،مواظبن اذیت نشه
حالا من چجوری توقعاتمو بگم؟
مثلا خواهرشوهرم اینا میان مفت مجانی موهاشونو رنگ میکنن ،پول نمیدن ،😐خیلی وقته اینجوریه ،چطور بهش بگم پول بده ،یا مادرشکهرم ک ی کاسه اش بفرسته انقد میگه اما هیچ وقت نگفته تو مارو مفت اصلاح میکنی 😐😐😐😒😒😒یا تو میای دکتر ،یا میای خرید ،
اینارو نمیگه
چطور ب رو بیارم؟چطور ناراحتیامو بهشون بگم توقعاتمو بگم
خارج از بحث نگیدا لطفا
🤦♀️🤦♀️🤦♀️
شما مثال بزنید چطوری میگید من یادبگیرم
مثلا ی خانمه گفت من خونه مادرشوهرم میرم ،میخواد ظرف بشوره بهش میگم ن شما اشمزی کردی خسته ای من ظرفارو میشورم ،مادرشوهرشم یا خواهرشوهرش وقتی بیاد خونه عروسه میفهمه ک عروس اگه اشپزی کرد اونم باید ی کمکی بکنه