2789
عنوان

عروسیش برم ؟

184 بازدید | 24 پست

سلام
.

مامانم اینا چندتا برادرن و ۳ تا دختر...

من نه خواه دارم نه دختر خاله ، دختر دایی هام غک کنم از وقتی نطفه شون بسته شده چش دیدن من رو 

ندارن 😐

خلاصه تقریبا همیشه دست به یکی بودن ،من الان در مورد یکی میگم شما بگید چیکار کنم بفهمه اصلا برام مهم نیست.

پدر دختر داییم ،منو خیلی خیلی دوست داشت حتی وقتی پدرم در قید حیات بود!

وقتی ما بچه بودیم پدرمون فوت شد و پدربزرگم ثروت میلیاردی ما رو بر...هر چند خودش فوق العاده ثروتمند بود...

این دختر داییم چند سال از من بزرگتره وقتی بچه بودیم یبار بهم گفت میدونی چرا همه تو رو دوست دارن؟!چون تو یتیمی و پدر نداری 😭

بعد فوت پدرم رشد اقتصادی ما متوقف شد اینارو روز به روز ثروتمند تر....اون زمان ها نوکیا حکم اپل رو داشت...مدل های N خلاصه این دختر دایی همیشه آخرین مدل نوکیا رو داشت وقتی جلو چشم بود بقیه رو ب اسم صدا میکرد الا من 😏 بعد با گوشیش بازی 

میکرد...بعد کم کم اون یکی پسر دختر دایی هام گوشی خریدن
....خلاصه من برا حفظ غرورم اصلا بار هم بهشون توجه نکردم....

ولی این رفتار ها اونقدر ادامه داشت تا ۱۸ سالگی من...ی روز که افطار مهمون اون یکی دایی بودیم موقع ورود ما پدر این بودو میاد جلو من ،منم روزه متوجه نشدم...بعد منم ب داییم سلام دادم اون نشنیده بود چون جانباز هست  و مشکل شنوایی داره
...بعد همون سال ما خونه ابنا هم رفتیم دختر داییم به همه چایی داد بعد به من که رسید تموم شد 🤷

جلو همه گفت تو میخوری برات بیارم 🤦

منم واقعا ناراحت شدم ولی چیزی نگفتم 

همون روز مامان مامانم از من تعارف میکرد...پسردایی دیگم جلوم بود...این برگشت بلند گفت آره هندونه بزار زیر بغلش
...بعد عید فطر همون سال من نرفتم خونه شون...

شنیدم خاله کوچیکم توپیده ب اینا
!بعد داییم گفته بود کل خونه من مال آرزو هست...

بعد از دهن داییم در رفته بود xمنظورم دختر دایی،گفته بابا آرزو بهت محل نداده...خوب داییم پر کرده ازم ناراحت شه...منم از اون موقع ۸ سال شده 

فک کنم ۳ بار رفتم خونشون

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



۴ سال قبل عقدش بود ،منم گفتم کینه رو بذار کنار ...زنگ زدن برا بله برون دعوت کردن....

منم لباس هام جدا کردم باشه برم
...شب بله برون دایم زنگ زد با من من که لیلا تنها بیا 😬

خیلی ناراحت شدم...خلاصه اینم بگم نشستم بعد مامانم گریه کردم...نگو مامانم به من نمیگفت
!بعد از دهن اون یکی داییم در رفت ،بله برون فلانی دعوا افتاد...خونواده داماد پاشدن برن ،به زور نگه داشتن.


دختر داییت نمی‌گم رفتارش خوبه اما دیگه آنقدر هم وحشتناک نیست که باهاش قطع رابطه کنی.

رابطه ات با بقیه را مدیریت کن نه کلا قطع. یعنی هر وقت صلاح دیدید برو هر وقت صلاح نبود نرو. اما مهمتر از همه اینکه تو ذهنت هی ناراحت نباش الکی.



چقدر درگیر دیگرانی عزیزم ...خوشت میاد واس خودت غم بتراشی؟؟ هرچیزی اذیتت میکنه بزار کنار خیلی راحت


الان پنج شنبه بعد جشن هست...مامانم و خاله بهم نگفته بودن برام وقت آرایشگاه هم گرفت بودن 😤😤😤

نگو بخاطر کرونا جشن تعطیل شده فقط شام ...مامانم نگه داشته بود دقیقا روز ۵ شنبه بهم بگه 😤😤😤

دختر داییت نمی‌گم رفتارش خوبه اما دیگه آنقدر هم وحشتناک نیست که باهاش قطع رابطه کنی. رابطه ات با بق ...


من نمیخوام بر.

مامانم دست بردار نیست...میگه نری یعنی رفتارشون برات مهمه 

منم میگم نرمی یعنی خودش برام مهم نیست از بیخ

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حس ششم هستی

happy_girl26 | 12 ثانیه پیش

شاش بند شدم

janggo | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792