سلام. اول اینو بگم که مادرشوهر و خواهرشوهر من بی حیا تشریف دارن، بی حیا به این معنی که پیش پسر یا برادرشون هر لباسی رو میپوشن و اکثرا خط سینه و نوک سینه و باسن و جلوشون مشخصه!! مادرشم خصوصی ترین چیزا رم میاد به شوهرم میگه، مثلا اینکه دیشب برگشته میگه خواهرت سوزش و خارش داشت موقع دسشویی رفتن بردمش دکتر!! یا شوهرم اون روز رفتیم خونه خواهرش برگشته از خواهرش میپرسه روزه ای؟ یعنی چی خب بگه نه ،یعنی پریودم دیگه. میگم یعنی تا این حد بازن. یا مادرشوهرم پیش شوهرم لخت میشه فقط شورت تنشه و لباس عوض میکنه. بنظرتون این کارا درستن؟ من چه واکنشی باید نشون بدم واقعا ناراحت میشم و حرص میخورم
خدایا شکرت منم مامان شدم♥️🧡🌹 میدانم که مرا هم میبینی خدای مهربانم.....
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
البته اون قسمت از حرفاتون که برادر میپرسه روزه ای؟ ایراد نداره ها. به هزار و یک دلیل میشه روزه نبود چه اشکالی داره
به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هرجا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم. گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند. و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشدجون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
مادرشوهرمن سینه هاش اندازه دختر ۱۲سالست انقد کوجولوئه بهش میگیم در بیار بخندیم. اونم در میارم ماهم ...
مشکل نداری احیانن سالمی عشقم ؟
سلام میخاستم بگم من ۶ساله اینجاعضو هستم و این کاربری هفتمم هست😎بقیه کاربری هام بخاطر بعضی از مساعل تعلیق شد *چندتاشم خودم تعلیق کردم خودمم معرفی نمیکنم 💙چون اکثرتون منو میشناسین 😊باز نمیخام دشمن تراشی بشه خلاصه خاک خورده ای سایتم ✋ از ۸سال پیش کاربر خاموش بودم (و یه نصیحت برای شماها دارم طبق تجربیات من در این چندین سال هیچ چیز اینجا باور نکنین اعصاب خودتونو خورد نکنین زندگی تونو رو بخاطر حرفای بقیه خراب نکنین از کسی مشورت نگیرین اینجا اصلا چون چیزی جز پشیمونی نصیب تون نمیشه لطفا وقتی تحت تاثیر حرفای کاربرای اینجا قرار گرفتین کاری انجام ندین 😑-دل کسی نشکنین اینجا دو روز دنیا ارزش هیچی نداره این سایت که در مقابل دنیا که زره ای نیست) اینجا پر از ادمای جور وا جور ۹۰در صد شونم به درد نمیخورن😂 ولی اون ۱۰درصد باقی مونده خیلی خانوم های گلی هستن امید وارم وقتی وارد سایت میشین اون ۹۰درصد جلو چشم تون نباشن😂 (البته محاله این اتفاق پس مجبور به تحمل هستین😁)شما به خانومی خودتون ببخشین شون