سلام بچه ها من یک هفته است زایمان کردم و بچم تودستگاهه خیلی ناراحتم روحیم داغون مادرشوهرم خیلی دخالت میکنه توکاروبارم
هی خون ب جگرم میکنه من ازروزی ک زایمان کردم یه قطره شیرندارم و خیلی دکتررفتم ک اخر سر گفتن شیردوش برقی ولی شوهرم اجازه نمیده میگ خطرناک ولش کن شیرخشک میدیم ....
اونوقت مادرشوهرم هی میادمیگه شیرت وبدوش سینت ماساژ بده اخه وقتی شیرندارم چکارکنم
ازطرفیم خیلی لج میکشه بامامانم نمیدونم چکارکنم الان ک زایمان کردم هیچ نمیان حالی بپرسن ازم تویه ساختمونم هستم
بعدامشب مامانم رفت خونشون اومدپایین یجوری ک من نفهمم دروبازکرد من خاب وبیداربودم چناااااان ترسیدممممم اونوقت فقط اسمم گفت وهیچ حرفی نزد زل زده بود توچشام و فقط نگام میکرد نمیدونم چرااینکاروکرد هنوزبهش فکرمیکنم میترسم