عاقا من عید رفتم شهر خودم دیدن بابام اینا.
2روز موندیم برگشتیم.
در صوذتیکه برادرشوهرم از تهران چندبار رفت و اومد خونه ی مامانش اینا. با خونوادش. خلاصه...
2روز بعد اینکه برگشتیم خونه، شوهرم سردرد میگرنی گرفت.
دیگه نمیدونید مامانش با من چطور رفتار کرد. میگفت تو بچمو بردی مسافرت کرونا گرفته.
اخم و تخم و برخوردشو تو این 8سال من ندیده بودم.
.
ولی چندوقت بعد بچه هام از ساختمون مادرشوهرم کرونا گرفتن.
قبلنم من و شوهرم از مادرشوهرم کرونا گرفته بودیم.
حالا اصلا مگه کرونا یه چیزیه که ادم از قصد بگیره...
برخوردشو یادم نمیره.
فردا قراره بعد 2هفته ببینمشون. اصلا اصلا حوصلشونو ندارم. ادم انقد بیخود میشه؟!