سلام. تو رو خدا کمک کنی یه چیزی شده داریم دیوونه میشیم خونوادگی مخصوصا مامانم. قصه از جایی شروع شد که یه دختره که حتی از منم کوچیکتره اومده گیر داده به بابای من ول کنم نیس. الان چند ماهه که ما فهمیدیم و فک کنم کل محل میدونن. هر روز میومد مغازه بابام. الانم. روزی چند ساعت با هم در تماسن. بابا ی من یه آدمیه که حتی نون هم نمیخرید ولی الان تا قم تنهایی میره. گوشی همش دستشه. بیچاره مامانم.
ببین قشنگ اول اون دختره رو جر بدید بعد پدرتو، کاری که یکی از اقواممون کرد یعنی شوهره به گوخوردن افتاد کل خونه زندگی رو زد به اسم زنش الان خودشه و لباسهای تنش ۶ ماه هم روزه گرفت توبه کرد
کاربران قلعه، elinalooove ، مارال _ و بقیه اونایی که قبلا توهین کردن و الان با کاربریای جدید هستن به هیچ عنوان با من مخاطب نشن⛔️
نه بابا. دختره توی محل خودمونه. مادرشم طلاق گرفته س و شمالی هستن خیلی پر رو هستن. بدبختی اینجاس بابام خیلی طرفشو میگیره. حتی یه بار دعوای بدی کرد مامانم با دختره و بابام ولی اینگار نه اینگار. الانم مامانم توی جیب بابام یه قرص پیدا کرده اسمشو یادم نیس ولی ابیه و برای بزرگ شدن آلت مرد واسه رابطه س
بابای من طلافروشی داره البته نه مثل قدیم. آخه یه بار ورشکست شد ولی مامانم و خواهرام کلی سرکار رفتن و دوباره مغازشو نو نوار کردن ولی الان اون دختره مثل کنه اومده تو زندگیمون. بابامم اولش میگفت میخام کمک کنم ولی تا کی. خودشم چیزی نداره همشو خواهرام و مامانم با کلی وام درست کردن واسش. حرصم در اومده