خانما من گیر کردم خیلی ذهنم مشغوله از خیانت زنداییم با خبرم داییم تو کارخونه کار مکینه ۸ ساعت خونه نیس زنداییم داره بهش خیانت میکنه من چن بار مچشو گرفتم میگه بخدا فقط تلفنی باهاش حرف میزنم داییت بهم توجه نمیکنه میدونه ک من ادم ترسویم میترسم ک دعوا به پا بشه و چیزی نمیگم همه چیو بهم میگه و میگه فقط در حد تلفنیه و نمیرم پیشش ولی حس میکنم دروغ میگه .نمیدونم چیکار کنم در حدیم سیاستداره حتی اگرم ب کسی بگم باورشون نمیشه عذاب وجدان دارم ک هیچی نگفتم تاحالا
نمیدونم والا ظاهرا چون داییم اعتیاد و دست بزن نداره دادگاه طلاقشون نمیده دیگه به این فکر نمی ...
مال من ک دست بزن دا ه😔کاش راحت جدابشم خسته شدم
من ی مجردباتجربم زحمت کشیدم تاآرامش الانم داشته باشم من ی چکاوک آزادم سخت ترین پروسه جهان بعد از مرگ پشت سرگذاشتم(طلاق) گاهی طلاق شروع دوبارس💪👍 من میجنگم برای خوشبخت شدنم ...«لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» (آيه ۸۷، سوره انبيا)
ببخشید همچین چیزی رو میگم ولی همچین آدمایی تنها راه درمانشون اسیدپاشی رو صورتشونه
یا حضرت خطر ناک😂
عشق های واقعی پیدا نمیشن، ساخته میشن💜...همسرم مکمل ارامش زندگیمه❤️ای آن که دوست دارمَتَ اما ندارمَتَ...جایت همیشه در قلب من درد میکند🌟من دوست دارم بگم ویتامین۳۰ تو بگو ویتامین ( ث یا c) کاری به ویتامینای من نداشته باش 😌