بچه هااا،من عید رفتم خونه مادرشوهرم شهرستان ما تعدادمون کلا حدود ۱۲نفره،کلعروسا و نوه ها ،ولی چون کرونا بود ما تست دادیمو رفتیم و چندباری با برادرشوهرا رفتیم بیرون تو فضای باز مهمونی،بگذریم،اقا بعد تموم شدن بیرون رفتنمون ی عالمهههه ظرف از نهار و میوه و تخمه و ال و بل میموند،یکی از جاریام اصلااااا به روی خودش نمیاورد ظرفم داریم یا اماده کردن غذا هم هست،۳تا جاری ایم،اون یکی بندا خدا کلی کمک میکرد ولی ابن اصلا به رو نمیورد مثلا ظهر بیرون رفته بودیم ی تن ظرف شسته بودیم و کلی تدارکات با من بود،خونه اومدنی خانم اون دوساعت جمع کردن شست و شو میرفت خونش شام میومد دوباره،بعد شامم نه سفره مینداخت نه جم میکرد نه میشیت من همه کارارو میکردم😐 منم شاغلم واقعا عید زهرمارم شد انقد بریز بپاش بود و باید جم میکردم چه برخوردی کنم باهمچین ادمی🙄دفه بعد منظورمه،تازه چاه مادرشوهرم اینا هم بالا زده بود چند روز بنایی و اینا مجدد خونه تکونیم کردیم بعد که کارا تموم شد خانم که حتی ی تعارفم نزده بود برا کمک پیداش شد و شامم موند🙄
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب شما هم مي نشستي اگه كسي حرفي زد با خوش رويي و لبخند ميگفتي من فلاني رو ديدم همچين خانم گرفته نشسته فكر كردم درستش اينه، من دارم اشتباه مي كنم
بعدشم يه كم خودت رو بي خيال نشون ميدادي يه چاي ميريختي براي خودت مي نشستي استراحت ميكردي كسي هم اعتراض ميكرد با خنده ميگفتي به فلاني بگيد نيروي تازه نفسه من از نفس افتادم خيلي كار كردم بيشتر از اين جون ندارم
شما وقتی اون هست مثلا برای شوهرت یا مادرش چای بیار ولی واسه ایشون نه
منظورم اینه در حد کمک به مادرشوهر، و در حد سهم خودت کار کن.
نه در حد خدمت به جاری
فرمان روايى آسمانها و زمين مخصوص خداست، هر چه بخواهد مىآفريند، به هر كه بخواهد دختر و به هر كه بخواهد پسر می بخشد یا در یک رحم دختر و پسر در کنار هم قرار می دهد و هر که را بخواهد نازا گرداند ، اوست دانای توانا.
من همیشه فک میکنم طرف خودش میدونه ولی خودشو زده به اون راه چی بگم اخه،منم کادر درمانم این مدت بیچاره شدم،رفتم چند روز خستگی دربیارم قشنگ له و لورده برگشتم