دقیقا از همین تفکره که آسیب میبینی و ناراحت میشی
عزیزم وظیفهای نیست. تو برای خودت و تو ذهنت وظیفه درست کردی
تو اون جمع مرد هم بود. این چه باوریه که ایجاد شده که فقط زن باید کار کنه؟ میگی کادر درمانم و مرخصی بودم. یعنی شاغلی. شوهرت که پسر اون خونهس ولی دید بچه از گریه به قول خودت غش کرده چرا پا نشد بچه رو بده بهت و خودش بره کمک مادرش؟ تو تعطیلات شوهرت استراحت کرد و تو کار اقوامش رو کردی. اگه از کسی دلخور و متوقعی اون فرد باید شوهرت باشه نه جاریت
خیلی دقت کردم. خانوادههایی که عروس و داماد دارن بعد غذا داماد میخوره و لنگ دراز میکنه عیبی نداره ولی همونکار رو عروس بده پارهش میکنن
چطوریه اون حجم کار رو فقط شما ۳ جاری باید میکردید؟ مگه شوهراتون میان خونه پدرتون شما میشینید و اونا رو میفرستید تو آشپزخونه؟
مردا رو هم بد عادت کردیم ما زنها
من توقع ندارم شوهرم ماشین بابام رو بشوره. شوهرمم نمیتونه توقع کنه من ظرفای مادرش رو بشورم (من نوعی رو میگمها. نه خودم. این موضوع تا حد زیادی خدا رو شکر برای ما حل شدهس)