سلام دوستان عزیز؛ امیدوارم سلامت باشید همگی.
مامانم اواسط مهر ماه یه آزمایش داشت من نذر کردم اگر جواب اون آزمایش خوب باشه یه سری کارها انجام بدم. جواب اون آزمایش خوب بود همون لحظه سجده شکر کردم اما روز بعدش دکتر به مورد دیگهای مشکوک شد و باز نمونهبرداری و .... جواب اون نمونه یک ماه بعد حاضر میشد یعنی حدود اواخر آبان . من دیگه نذرم رو ادا نکردم چون ذهنم درگیر این آزمایش بود و حال مامانم خیلی بد شدهبود ، از حال میرفت ، لکنت زبان گرفت ، همه چی یادش میرفت ( به خاطر فشار و استرسی که داشت ) جوری که دوستانی که منو میشناسن میدونن چند ماه نبودم. الان شرایط خیلی بدتر شده احساس میکنم خدا منو به خاطر اینکه نذرم رو ادا نکردم داره مجازتم میکنه ، داره تلافی میکنه 💔 دیماه و بهمن ماه هم از دعا و خدا دست کشیده بودم 😭 خسته شده بودم .... دلم آرامش میخواست ... خودمو مینداختم داخل اینستا تا شده یه دقیقه از فکر و خیال بیام بیرون ...
درد کشیدهها میفهمن چی میگم 😭 دو سال تمام با ترس زندگی کنی ، شب یهو از خواب بپری ببینی عزیزت نفس میکشه یا نه ، یهو صدای گریههای یواشکی بشنوی ، دو سال تماااااام ....
تو سن نوجوانی موهای سرم سفید شد !! زیر چشمام گود افتاد !! ذره ذره آب شدم !! مغزم دیگه گنجایش فکر و خیال نداشت !! میخواستم فرار کنم !! از خدا دور شدم !! زدم زیر قول و قرارم با خدا !!
🌺 میشه از شما خواهش کنم سر اولین نمازتون بعد خوندن این تاپیک ، منو یاد کنید و از خدا بخوابید منو ببخشه 😭 🙏🌻
🌺 میشه ازتون خواهش کنم بعد خوندن این تاپیک به خدا بگید که من بچهام ، اشتباه کردم ، نفهمی کردم ، منو ببخشه 😭 🙏🌻
🌺میشه گاهی اوقات هر وقت یاد من افتادین به خدا بگین فقط ۱۰ سال ، فقط ۱۰ سال زندگی ما رو حفظ کنه و مامان و بابام رو زنده نگه داره 😭 🙏🌻
ممنون که خوندین 🙏
شاید اگر یه خواهری کنارم بود یا یه برادری داشتم حرفامو به اونا میزدم و مزاحم شما نمیشدم 😢
کاش مامانبزرگم بود هنوز 💔
بی_کسی😢# منم و مامانم و بابام 💞 تنها تو این دنیا !
میشه شما به خدا بگید !!؟؟؟
لطفا هر وقت حالشو داشتین دعام کنید 💔 ببخشید که چیزی رو که شاید دوست ندارین انجامش بدین ازتون میخوام 💕🙏