سلام بچه ها دلم خیلی گرفته خواستم با یکی درد دل کنم به جز اینجا فکرم به هیچ جا نرفت بچه ها من شوهرم خیلی خوبه هر چی بخوام در حد توانش برام میگیره و کم نمیذاره هیچوقت مراسما یادش نمیره بهم کادو بده و خداروشکر مرد چشم پاکی هم هست اما یه بدی که داره اینه که اصلا هیچ کاری بلد نیست من ده روزه زایمان کردم حتی بلد نیست بچرو یک دقیقه تو بغلش نگه داره من استراحت کنم هر چی هم بچرو تو دستش تنظیم میکنم آنقدر بد نگه میداره که میترسم یا بچه بیفته یا بچه از گریه هلاک میشه یا مهمون میاد هیچکاری نمیکنه میگه بلد نیستم یا من موندم با بچه کوچیک تو کار خونه کمکم نمیکنه چون بلد نیست اگرم بهش بگم چیزی حتی اگر از روی محبت بگم داد میزنه تو میخوای مثل مادرا کار یادم بدی حتی بلد نیس لباس اتو کنه مامانم میاد خونمون باید صد دفعه تکرار کنم پاشو دشک بنداز تا بخوابه یه وقتایی بی خیال میشیم و خودمون میریم دشک میاریم یا یه چیزی تو اون مدت که بخیه داشتم میخواستم آنقدر تکرار میکردم پاشو پاشو و اون میگفت الان الان آخرش خودم میرفتم انجام میدادم میخواستم بدونم شماها چیکار میکنید؟